کمیته ثبت پرندگان ایران Iran Bird Records Committee

گردآوری، ساماندهی و انتشار ثبت گونه های جدید و پرندگان کمیاب ایران To collate, ratify and publish bird records on Iranian rarities

کمیته ثبت پرندگان ایران Iran Bird Records Committee

گردآوری، ساماندهی و انتشار ثبت گونه های جدید و پرندگان کمیاب ایران To collate, ratify and publish bird records on Iranian rarities

طبقه بندی موضوعی
بایگانی

شیوه استاندارد کارگروه زبان‌شناسی و واژه‌گزینی

 

واپسین به‌روزرسانی: 31 تیر 1400

 

با توجه به لزوم اهمیت و دقت در به کاربردن نام درست و فارسی برای پرندگان ایران، کارگروه ویژهای به نام کارگروه "زبان‌شناسی و واژهگزینی فارسی" (برای پرندگان) با همکاری متخصصان مرتبط از رشتههای زبانشناسی و گویشهای ایرانی به همراه پرندهشناسان ایجاد شد. هدف این کارگروه، انجام بحثهای تخصصی و موشکافانه برای واژهشناسی و ریشهشناسی نامهای پرندگان، کاربرد نامهای پرندگان در زبان و ادب فارسی، کاربرد نامهای پرندگان در گویشهای ایرانی و نیز کاربرد نامهای پرندگان در منابع پرندهشناسی است.

این کارگروه متشکل از تخصص‌ها و گرایش‌های مرتبط به واژه‌شناسی، ریشه‌شناسی و گویش‌شناسی، کاربرد نام پرندگان در ادبیات و فرهنگ فارسی و کاربرد نام پرندگان در منابع تخصصی با گرایش پرنده­شناسی است. اعضای این کارگروه باید دارای مدرک یا گواهی زبان‌شناسی فارسی، یا دارای کتاب‌ها و مقاله‌هایی در زمینۀ زبان و فرهنگ فارسی، یا دارای پیشینۀ پژوهشی در زمینۀ ریشه‌یابی نام‌ها و واژگان فارسی پرندگان و یا نام‌های پرندگان در گنجینۀ گویش‌های ایرانی باشند. برای حفظ ترکیب و استحکام کارگروه و نیز رعایت اعتدال، از هر گرایش تنها یک یا دو متخصص عضو خواهد شد.

با توجه به نیاز به دقت کافی برای ارزیابی پیشنهادها دربارۀ واژه‌شناسی، ریشه‌شناسی، بررسی گویش‌ها و منابع تخصصی دربارۀ نام‌های پرندگان توسط اعضای کارگروه، در هر بازۀ زمانی تنها یک نام بررسی خواهد شد. بازۀ زمانی مورد نیاز برای بررسی واژه‌ها نیز از طرف اعضای کارگروه تعیین خواهد شد. سپس با انجام ارزیابی و تحلیل‌های مورد نیاز، بهترین نام‌ها برای پرندگان برگزیده و نتیجۀ برآیند دیدگاه‌ها و رای اعضا به آگاهی همگان خواهد رسید.

با هدف روشمندی بهتر فرآیندها، اصول و معیارهای زیر برای نامگذاری گروههای پرندگان پیروی خواهند شد.

 

  1. تا اندازۀ ممکن، همه خانوادهها و گروههای پرندگان ایران دارای نام فارسی خواهند بود که تاکید بیشتر بر نام فارسی در آرایههای بالاتر از سطح گونه است.
  2. کاربرد نام فارسی به ترتیب اولویت برای آرایه‌ها در سطح رده‌بندی کلان مانند راسته و خانواده و پس از آن برای سرده خواهد بود. در مورد سردههایی که در جهان یا ایران تکگونه‌ای هستند، نیز اولویت با گزینش نام فارسی درست است.
  3. گزینش و اولویت نام فارسی پرندگان بر پایۀ واژگان زبان فارسی خواهد بود.
  4. برای ساخت واژههای ترکیبی در برگزیدن نامی نو، باید از قانونهای دستور زبان فارسی پیروی شود.
  5. برای نام‌های ترکیبی گروه‌های پرندگان، اولویت با ساختار ترکیب واژگونۀ صفت و اسم خواهد بود مانند مارگردن، میش‌مرغ، عروس‌غاز، کفچه‌نوک، زنگوله‌بال، سنگ‌چشم، زردپره، سبزقبا، سیاه‌خروس، سیاه‌اردک، قره‌قار، شاه‌بوف، شاه‌طوطی و گیلانشاه.
  6. برخی از نام‌ها صفت فاعلی کوتاه‌شده هستند مانند زنبورخوار، مگس‌گیر، دارکوب، سنگ‌گردان، بال‌لاکی.
  7. برای برخی از گروه‌های پرندگان، نام‌آوا می‌تواند به عنوان نام رسمی به کار رود مانند کوکو، یاکریم، پیغو، هدهد و سسک چیف‌چاف.
  8. برای برخی از نام‌های گروه‌ها، با افزودن پسوند تصغیر "ک" پس از نام تک‌واژه، واژه ترکیبی واژگونه یا اسم فاعلی به دست می‌آید مانند گاوچرانک، بادخورک، پاشلک، طاووسک، دودوک، ماهی‌خورک، زیرآبروک، چرخ‌ریسک، دم‌جنبانک و چکاوک.
  9. برای شمار اندکی از نام‌های ترکیبی، به شیوه چسباندن و کوتاه‌کردن آنها به کار می‌رود مانند پرستودریایی، کوکوسیاه و خروس‌کُلی و کمرکُلی.
  10. در صورت وجود نامواژۀ فارسی برای گروه پرندهای از زبان پهلوی تاکنون و به کار رفتن آن در تاریخ زبان و ادب فارسی (بهویژه شاعران)، آن نام بر دیگر نامها اولویت خواهد داشت.
  11. چنانچه در گذشته، نامواژههای درست فارسی برای گروه پرندهای در کتابهای پرندهشناسی پیشنهاد شده باشد، از میان همه آنها بهترین نام برگزیده خواهد شد. گزینش نام به ترتیب زمان چاپ آنها خواهد بود، یعنی نامهایی که زودتر اعلام و چاپ شده باشند، در اولویت خواهند بود.
  12. در صورتی که نامی فارسی برای گروه پرندهای در تاریخ زبان و ادب فارسی وجود داشته باشد و جمعیتی از گویشوران نیز در برخی از گویشهای ایرانی، در حال به کار بردن آن نام باشند، آن نام بر دیگر نامها اولویت خواهد داشت.
  13. چنانچه برای گروه پرندهای، نامی فارسی وجود نداشته باشد، نامواژۀ عربی (رایج در زبان فارسی) که دارای ریشۀ زبانی نزدیک‌تری به زبان فارسی است، میتواند به عنوان وامواژه در زبان فارسی به کار گرفته شود مانند هدهد، حواصیل، قمری و غراب.
  14. چنانچه گروه پرندهای، دارای نام فارسی نباشد، گویشورانی در گویشهای ایرانی نداشته باشد و واژه عربی رایج در زبان فارسی نداشته باشد، تا زمانی که واژه فارسی مناسب برای آن برگزیده نشود، همان نام انگلیسی یا خارجی میتواند به کار رود مانند مرگوس، پلیکان، فلامینگو، باکلان، بوبی، بالابان، اگرت، آووست، جاکانا، گلاریول، بوچانگا و پیپت.
  15. برای نامهای انگلیسی، تلاش خواهد شد تا نام فارسی نو که نمایانگر یا یادآور ویژگیهای آن پرندگان باشد، برگزیده شود.
  16. تلاش میشود که تا اندازۀ ممکن، نامهای گزینش‌شده با نامهای پیشین اعلام‌شده از طرف فرهنگستان زبان فارسی هماهنگ باشند.
  17. چنانچه گروه پرندهای، دارای چندین نام فارسی باشد، حذف نامهای نادرست با ذکر دلیلها و توضیح مورد نیاز اعلام خواهد شد.
  18. چنانچه نامواژه‌های پیشین یک گروه از پرندگان، به درستی نمایانگر ویژگیهای آن پرنده نباشد، تلاش میشود تا یک نامواژۀ نو ساخته شود.
  19. چنانچه گروه پرندهای دارای دو نام باشد، نام فارسی و درستتر در اولویت خواهد بود.
  20. چنانچه گروه پرندهای دارای دو نام باشد، تا زمانی که هر نام دارای شمار قابل توجهی کاربر باشد، هر دو نام حفظ خواهند شد.
  21. در مورد گروههایی که دارای چند گونه هستند، کاربرد نام مشترک برای همه گونههای آن گروه توصیه میشود. این رویه، افزون بر ایجاد مقایسه میان گونههای مشابه، برای یافتن زودتر نام گونهها در فرهنگها و بانکهای اطلاعاتی کمک خواهد کرد.
  22. تلاش میشود تا تغییر نامها تدریجی و با فاصلۀ زمانی انجام شود تا امکان تطابقپذیری خوانندگان با آن تغییرها بیشتر شود.
  23. برخی از نامهای کنونی، گونۀ عربی‌شده هستند یعنی واژهای فارسی به زبان عربی رفت، سپس با حروف عربی دوباره به زبان فارسی برگشته است. برای کاهش حجم تغییرها و کاستن از نگرانی در میان پرندهنگرهای کشور، پس از پایداری تغییرهایی که در سالهای گذشته رخ دادهاند، برگرداندن نامهای عربیشده به گونۀ پارسی اصیل آن، در آینده انجام خواهد شد.
  24. شیوۀ جدانویسی و پیوستهنویسی واژهها نیز بر پایۀ واپسین ویرایش دستور زبان فارسی که از طرف فرهنگستان زبان فارسی اعلام می‌شود، خواهد بود.

 

*****

 

شیوه استاندارد برای کارگروه نام‌گذاری گونه‌ها

 

واپسین به‌روزرسانی: 24 تیر 1400

 

تعیین نام فارسی برای پرندگان و دیگر گروه‌های جانوری، یکی از نکته‌های مهم برای ثبت پرندگان می‌باشد. به همین منظور کارگروه ویژه‌ای برای ساماندهی نام فارسی گونه‌ها تشکیل شده است.

اعضای این کارگروه از میان پرنده‌شناسان و پرنده‌نگرهایی که دارای دانش و تجربه کافی در زمینۀ نام فارسی و فرهنگ پرندگان ایران باشند، برگزیده خواهند شد.

در زیر به معیارها و اصول کلی که برای نام‌گذاری فارسی گونه‌ها به کار می‌روند، پرداخته می‌شود.

 

  1. نام یک گونه، تا حد امکان باید دربرگیرندۀ ویژگی‌های هر دو جنس (هم نر و هم ماده) یا افراد بالغ و نابالغ آن گونه باشد.
  2. در نام گذاری‌ها، به ترتیب اولویت، ویژگی‌های پایدار ریخت‌شناسی (مورفولوژی) یا رفتار، زیستگاه و پراکنش و سپس نام منطقه جغرافیایی یا کشور مد نظر قرار خواهند گرفت.
  3. نام هر گونه، باید بلافاصله ویژگی‌های ریخت‌شناسی، رفتار، یا حداقل زیستگاه یا پراکنش آن گونه را به ذهن متبادر سازد. بنابر این، نام‌هایی که بلافاصله پس از دیدن یک گونه، هیچ یک از اینها را تداعی نکنند، می‌توانند اصلاح شوند. این کار، باعث ثبت درست و سریع پرندگان و جلوگیری از سردرگمی در ثبت گونه‌ها خواهد شد.
  4. به جز برخی از پرندگان منحصر به فرد که تنها دارای یک گونه خاص و تک‌کلمه‌ای هستند (مانند دارخزک و دیوارخزک)، برای دیگر گونه‌ها، نام فارسی هر گونه به طور معمول دو بخشی است: بخش نخست، نام گروه و بخش دوم، نام تعیین کننده گونه.
  5. در نامهای دوبخشی، نام اول برای نام گروهی از پرندگان همجنس یا همخانواده و نام دوم، نام تعیین کننده هر گونه خواهد بود. تا حد امکان، نام هر گونه نباید بیش از دو کلمه باشد.
  6. در مورد برخی گونهها، نام بخش نخست ممکن است خود یک کلمه ترکیبی باشد (مانند سنگچشم) یا حتی دارای دو نام باشد که دارای گونههای مشابه در درون یک گروه هستند (مانند عقاب خالدار). در برخی موارد، نام تعیینکننده گونه نیز واژه ترکیبی است مانند سرحنایی، گلوسرخ، چشمسفید.
  7. در نامهای دوکلمهای، نام فارسی گونه همانند شیوه نامگذاری انگلیسی و علمی باید صفت باشد. در نام گونههایی که از نام یک منطقه جغرافیایی استفاده شده باشد، با افزودن حرف "ی" به آخر آن نام، تبدیل به صفت خواهد شد مانند خزری و مدیترانهای. در نام گونه‌هایی که در آنها نام منطقه جغرافیایی به کار رفته باشد و حرف آخر آن به "ی" ختم شود، نام مورد نظر به همان شکل نوشته میشود مانند "درنای سیبری". به ویژه، در مورد نام فارسی زیرگونهها، چنانچه نام منطقه جغرافیایی دوکلمهای باشد، برای کوتاه کردن نام فارسی پسوند صفت حذف خواهد شد مانند خاورمیانه، غرب آسیا، آسیای میانه.
  8. در مورد گونههایی که بخشی از یک گروه از پرندگان مشابه باشند، استفاده از نام مشترک برای همه گونههای آن گروه توصیه میشود.
  9. در مورد آوردن نامها در درون پرانتز، برای کوتاهکردن نام‌ها، پرانتزها تنها برای نام گروه یا نام تعیینکننده گونه اشاره خواهند شد.
  10. نامهای تکواژه‌ای که نام مشترک برای دو یا چند گونه هستند، چون در زمان ثبت گونه ها سبب بروز خطا خواهد کرد، نمیتوانند به تنهایی برای نامگذاری یک گونه به کار بروند. در چنین مواردی، شنونده خواهد پرسید کدام گونه (مانند بوتیمار، سپس کدام بوتیمار؟، بزرگ یا کوچک). استثناهایی هم برای چند گونه وجود دارد که اگر تنها یک گونه دیگر با نام مشترک وجود داشته و آن گونه دوم خیلی کمیاب باشد مانند سنقر تالابی.
  11. در مورد نامهایی که دارای نام فارسی قبلی بوده و از زمان چاپ کتاب پرندگان ایران (اسکات و همکاران 1354) به صورت رایج استفاده میشدند، همان نامها حفظ خواهند شد اما نام جدید در درون پرانتز آورده میشود.
  12. چنانچه یک گونه دارای دو نام فارسی باشد، نام رایج تر آن در اولویت قرار خواهد گرفت. بنابر این، نامهای دوم هر گونه که هنوز رایج هستند، پس از نام معمول آن گونه و در درون پرانتز افزوده خواهند شد.
  13. در نام‌گذاری‌ها، تلاش می‌شود که تا حد امکان نام‌های فارسی و انگلیسی با یکدیگر همخوانی داشته باشد.
  14. در نام‌گذاری گونهها تا حد امکان نام‌های رایج فارسی برگزیده خواهد شد. نامهایی که کمتر رایج هستند، به تدریج از فهرست پرندگان ایران حذف خواهند شد.
  15. در نام‌گذاری گونه‌های جدید، نام گونه باید به نحوی انتخاب شود که با نام گونه‌های دیگر از پرندگان آن گروه دچار اشتباه نشود.
  16. واژه‌ای که برای نام گونه برگزیده می‌شود، در صورت امکان در میان کل پرندگان ایران از تکرار زیادی برخوردار نباشد. بنابر این، در نام‌گذاری‌های جدید، بر تنوع واژگان غنی فارسی بیشتر تلاش خواهد شد.
  17. نامهایی که ویژگی اشتباهی را به پرندهای منتسب کنند، حذف یا اصلاح خواهند شد (مانند غاز پاخاکستری).
  18. با توجه به تغییرات اقلیمی و گسترش فعالیتهای پرندهشناسی و همچنین ثبت برخی گونهها در بخشهای مختلف ایران، تلاش میگردد که از پسوندهای جنوبی، شمالی، شرقی، غربی و نظایر آن به طور محدود به کار رود.
  19. در صورت مطابقت نامهای علمی و انگلیسی، از نام مناطق و کشورهای دیگر در نام فارسی گونهها نیز استفاده خواهد شد.
  20. برای گونه‌هایی که هم در نام انگلیسی و هم در نام علمی گونه نام یک دانشمند، منطقه یا کشور آورده شده باشد، اگر نام فارسی رایج آن هم شبیه نام‌های انگلیسی و علمی باشد، برای ثبت آسان‌تر گونه، به همان شیوۀ رایج عمل خواهد شد مانند کاکایی ارمنی و سهره مغولی.
  21. تلاش شده است تا فهرست نام انگلیسی و فارسی زیرگونه‌ها هم تهیه شود. با توجه به اینکه زیرگونه‌ها، نژاد جغرافیایی هستند، به منظور تعیین نام مناسب برای زیرگونه‌ها، چنانچه نام تعیین کننده گونه برای زیرگونه‌های آن مناسب نباشد، نام تعیین‌کنندۀ گونه برای این منظور اصلاح می‌شود مانند نام فارسی گونۀ دارکوب سوری که دارای زیرگونه‌های بلوچی و ماوراء قفقاز است که امکان کاربرد دارکوب سوری را سلب می کند. بنابراین، نام پیشین آن یعنی دارکوب باغی استفاده می‌شود.

 

*****

 

 

تغییرها در نامگذاری پرندگان ایران

 

در متن زیر، تغییرات در نامهای فارسی تحت سه زیرعنوان تفکیک شدهاند (الف- حفظ نامهای قبلی، ب- پذیرش نامهای جدید، ج- اصلاح نامهای فارسی). در این متن تلاش شده است که به تمام نامهای تغییر یافته در سالهای اخیر اشاره شود:

 

الف- حفظ نامهای قبلی

  1. در مورد اسامی زیر که دارای نام فارسی قبلی بودند، همان نامها حفظ می­شوند اما نام جدید در داخل پرانتز آورده میشود: از جمله اردک مرمری (خوتکا مرمری)، لکلک گردنسفید (لکلک گردنکرکی)، سارگپه تاجدار (سارگپه کاکلدار)، لیل، درنای سیبری (درنای سفید)، گیلانشاه دمسیاه (گیلانشاه بالسفید)، گیلانشاه خالدار، تلیله بلوطی (تلیله نوکدراز)، کوکوی خالدار (کوکوی کاکلی)، بادخورک کوهی (بادخورک شکمسفید)، زنبورخوار سبز (کوچک)، دارکوب باغی (دارکوب سوری)، پیپت خاکی (به جای پیپت دشتی)، سسک گلوسیاه، صعوه جنگلی (صعوه باغی)، سهره گلی (سهره سرخ)، سهره طلایی (سهره معمولی)، زردپره سرزیتونی (زردپره گلوزرد)، زاغ بور (زاغ کویری).

 

  1. از نام بادخورکها (Swifts)، پرستوها (Swallows) و چلچلهها (Martins) نیز برای همان گروههای قبلی استفاده می­شود.

 

  1. در مورد جابجایی نامهای شاهین و بحری: این جابجایی باعث سردرگمی شدید در میان پرنده شناسان شده بود. بنابراین برای ایجاد وحدت رویه، همان نام قبلی استفاده می­شود.

 

  1. در مورد اسامی که دارای نام مشترک برای گروهی از پرندگان (حداقل دو گونه) هستند، علاوه بر ذکر نام گروهی، نام تعیینکننده نیز لازم است: باکلان بزرگ، بوتیمار بزرگ، غاز پیشانی سفید بزرگ، کورکور سیاه، سارگپه معمولی، درنای معمولی، چنگر معمولی، چاخ­لق معمولی، سلیم طوقی بزرگ (معمولی)، سلیم طلایی اروپایی، پاشلک معمولی، مرغ حق معمولی، شبگرد معمولی، بادخورک معمولی، ماهی خورک کوچک، زنبورخوار معمولی، پرستوی معمولی، بلبل معمولی و کبک معمولی. در مورد بلدرچین (که بسیار متفاوت از بلدرچین بوته ای است) همان نام قبلی استفاده خواهد شد. در مورد قرقاول نیاز به افزودن نام تعیین کننده احساس نمی شود.

 

  1. در مورد گونه هایی که نام انگلیسی آنها با Common شروع می شود، تنها در مواردی که دارای گونه مشابه باشند، در نام فارسی آنها واژه معمولی اضافه می شود. تاکنون در چنین مواردی، نام معمولی برای گونه های زیر به کار رفته است: سیاه اردک معمولی، درنای معمولی، پاشلک معمولی، پرستودریایی معمولی، کوکوی معمولی، بادخورک معمولی، دلیجه معمولی، سار معمولی، مینای معمولی، بلبل معمولی، دم سرخ معمولی، سسک چیف چاف معمولی و سسک گلوسفید معمولی. در مورد گونه های زیر برحسب نیاز، به جای واژه معمولی از واژه های کوچک یا بزرگ استفاده شده است: ماهی خورک کوچک، سلیم طوقی بزرگ، مرگوس بزرگ.

 

  1. در مورد گونه هایی که نام انگلیسی آنها با Common شروع می شود، برای گونه های زیر در نام فارسی آنها از واژه معمولی استفاده نشده است: تنجه، اردک سرحنایی، اردک چشم طلایی، قرقاول، بلدرچین، بلدرچین بوته ای، چنگر نوک سرخ، آبچلیک آوازخوان، آبچلیک پاسرخ، آبچلیک پاسبز، کاکایی نوک سبز، کبوتر جنگلی، چلچله دمگاه سفید، سسک ملخی، توکای سیاه، سهره جنگلی، سهره سینه سرخ، سهره گلی و زردپره تالابی.

 

  1. در مورد گونه هایی که در نام انگلیسی آنها از واژه European استفاده شده است، به سه دسته تقسیم می شوند: 1- گروهی که بدون نام تعیین کننده هستند مانند مگس گیر ابلق، سهره طلایی، سهره سبز، سهره دمگاه زرد. 2- گروهی که دارای جمعیت کمی در ایران هستند و با توجه به منشاء جغرافیایی آنها، در نام فارسی هماهنگ با نام انگلیسی از واژه اروپایی استفاده شده است مانند سلیم طلایی اروپایی، دارکوب سبز اروپایی، سینه سرخ اروپایی و چک اروپایی. 3- گروهی که به علت پراکنش و جمعیت مناسب در ایران، در نام فارسی آنها از واژه معمولی استفاده شده است مانند سارگپه جنگلی معمولی، قمری معمولی، شبگرد معمولی، سبزقبای معمولی و زنبورخوار معمولی.

 

  1. در مورد گونه هایی که در نام انگلیسی آنها از واژه Eurasian استفاده شده است، به سه دسته تقسیم می شوند: 1- گروهی که در نام فارسی نیازی به نام تعیین کننده نبوده است مانند کفچه نوک، گیلار، قرقی، ابیا، صدف خوار، سلیم کوهی، شاه بوف، هدهد، لیل، پری شاهرخ، جی جاق، زاغی، چرخ ریسک سرآبی، چلچله کوهی، دارخزک، الیکایی، سسک سرسیاه، گنجشک درختی، سهره بال سرخ و سهره زرد و سهره سرسیاه. 2- گروهی که به علت پراکنش و جمعیت مناسب در ایران، در نام فارسی آنها از واژه معمولی استفاده شده است مانند خوتکای معمولی، چنگر معمولی، چاخ لق معمولی، یاکریم معمولی، مرغ حق معمولی، چرخ ریسک پشت بلوطی معمولی و سسک نیزار معمولی. 2- گروهی که بر حسب نیاز و برای مقایسه با گونه مشابه در نام فارسی آنها از واژه بزرگ استفاده شده است مانند بوتیمار بزرگ، گیلانشاه بزرگ، چکاوک آسمانی بزرگ.

 

  1. در مورد گونههایی که بخشی از گروه پرندگان مشابه باشند و نام آنها تنها بر اساس صفت بود، استفاده از نام مشترک توصیه میشود مانند اردک سرسبز (به جای سرسبز)، اردک اردهای (به جای اردهای)، اردک نوکپهن (به جای نوکپهن) ولی برای گیلار و فیلوش که اسم خاص هستند، نیازی به استفاده از کلمه اردک نیست.

 

  1. در کلماتی که کلمه "کلّه" به کار رفتهاند به جای آن، از کلمه "سر" استفاده خواهد شد مانند سرسبز، سرسرخ و ....

 

  1. در نام‌هایی که قبلا از کلمه "خور" استفاده می‌شد در نام جدید از کلمه "خوار" استفاده خواهد شد. بنابراین خوار می تواند برای ماهی‌خوار، صدف‌خوار، خرچنگ‌خوار، زنبورخوار، میوه‌خوار و شهدخوار قابل استفاده خواهد بود. در برخی از نام‌ها استفاده از کلمه "خور" به لحاظ روان بودن ادبی اشکالی ندارد، لذا همان شیوه قبلی رعایت خواهد شد مانند عقاب مارخور، ماهی‌خورک‌ها و بادخورک‌ها.

 

  1. در نامهایی که گوش یا شاخ استفاده شده بودند، چون هیچ کدام واقعیت ندارند همان نامهای قبلی استفاده می­شوند، مانند کشیم گوشدار (کشیم شاخدار) و جغد گوش دراز (جغد شاخدار) و چکاوک شاخدار.

 

  1. در مورد غاز خاکستری، نامیدن آن با نام غاز پاخاکستری به هیچ وجه درست نیست و کلمه پا که بیمناسبت با نام غاز خاکستری اضافه شده و رنگ پای این پرنده نیز خاکستری نیست، باید به کلی حذف شوند.

 

  1. در مورد گونه پلیکان خاکستری، افزودن کلمه پا نیازی نیست، اگرچه آوردن کلمه پا غلط نیست.

 

  1. در مورد پاشلک دممویی، استفاده از دممویی به علت وجود نوارهای باریک تیره رنگ در پرهای سفید کنار دم است. بنابر این، به کاربردن نام پاشلک دمباریک در اساس اشتباه است، چون دم این گونه باریک نیست.

 

  1. در مورد سهره زرد (سهره زرد سرسیاه)، لازم به توضیح است که گونههای سهره سبز و سهره دمگاهزرد نیز دارای بدن زردرنگ میباشند. افزودن نام سرسیاه به سهرهزرد، در تشخیص سریع این گونه به پرندهنگران جوان کمککننده است. در عین حال، نام قبلی حفظ خواهد شد.

 

ب- پذیرش نامهای جدید

  1. در دهههای اخیر، گونههای جدیدی معرفی شدهاند که از همان نامها استفاده خواهند شد مانند غاز گونهسفید، دال (کرکس) هیمالیایی، کورکور بالسیاه، شاهین (ترمتای) آمور، طاووسک سینهسفید، گلاریول شرقی، کبوتر دریایی دودی، کاکایی خزری، کاکایی راهراه، پرستودریایی قهوهای، پرستودریایی رودخانهای، سنگچشم تورانی، چرخریسک تورانی، بوچانگای خاکستری، چلچله گلوقهوهای، سسک چیفچاف هیمالیایی (قفقازی)، چکچک کردی، سسک خوزی، بلبل زیردم سرخ و پیپت شرقی.
  2. در مورد پیغوها، چون یک گونه به نام پیغوی کوچک وجود دارد، نام گونه دیگر نمیتواند به تنهایی با نام "پیغو" به کار برده شود. بنابراین، نام گونه دیگر قاعدتا به علت اختلاف جثه این دو گونه، باید پیغوی بزرگ باشد.

 

  1. در مورد پرستوهای دریایی گونهسفید و تیره، در حقیقت نام گونهسفید باید برای White-cheeked Tern و نام تیره باید برای Whiskered Tern به کار برده می شد اما به علت وجود اشتباه، نام آنها از ابتدا به غلط چاپ شده بودند. همچنین در بالغین گونه Whiskered Tern بدن، شکم و بالها (خاکستری) تیرهتر از گونه White-cheeked Tern است و نیز در گونه White-cheeked Tern گونه‌ها دارای سفیدی بیشتری هستند. بنابر این، برای White-cheeked Tern از پرستوی دریایی گونهسفید و برای Whiskered Tern از پرستوی دریایی گونهسفید و تیره استفاده می­شود.

 

  1. در مورد نام تُرُمتای (شاهین)، چون در گذشته این واژه برای برخی از گونه های خانواده شاهین به کار رفته بود، نام ترمتای به عنوان نام دوم در داخل پرانتز آورده شدند. {منظور از تُرُمتای، شاهین‌های کوچک‌جثه خاکستری یا تیره رنگ هستند}.

 

  1. در مورد نامهایی که اصطلاح خارجی آنها در سطح وسیعتری رایج است، همان نام خارجی استفاده خواهد شد اما نامهای فارسی و نامهایی که از لحاظ حفظ سنت و فرهنگ مهم هستند و یا در متون حقوقی آمده اند، در داخل پرانتز حفظ خواهند شد مانند باکلان (قره قار، قره غاز، دارغاز)، پلیکان (مرغ سقا)، اگرت (حواصیل)، فلامینگو (مرغ حسینی)، مرگوس (اردک ماهیخوار)، بالابان (چَرخ)، فالاروپ (شناگر)، آووست (نوک درفشی)، هدهد (شانه به سر) و دلیجه کوچک (ناخن سفید).

 

  1. برای برخی از نامهای فارسی، نام دوم که از لحاظ فرهنگی دارای اهمیت هستند در داخل پرانتز آورده می شوند مانند لکلک سفید (حاجی لکلک)، دال (کرکس)، عقاب شاهی (شاهباز)، بلدرچین (بَدبَده، وُشم)، چکاوک گندم‌زار (طرقه چکاوک) و بلبل معمولی (بلبل هزاردستان). در مورد قرقاول، تورِنگ نامی آشنا در فرهنگ ایران و همچنین نام محلی قرقاول در شمال کشور است. در مورد بلدرچین، نام بَدبَده که به صدای این پرنده است، نامی رایج می باشد.

 

  1. در مورد کاربرد نام فاخته، متاسفانه در مورد اطلاق این نام به گونه ها ابهام تاریخی وجود دارد. این نام گاهی برای کبوتر جنگلی و گاه برای کبوتر کوهپایه پیشنهاد شد اما آنچه از متون فرهنگی و تاریخی استنباط می شود نام فاخته بیشتر از هر چیز برای کوکوها مناسب است. به علت وجود ابهامات در کاربرد نامهای قبلی، نام فاخته در فهرستهای پرندگان ایران مورد استفاده قرار نمی گیرد. 

 

  1. نام باشه برای دلیجه ها پیشنهاد شده شود. این نام، نامی عمومی در بسیاری از اقوام ایرانی است که ممکن است برای بسیاری از پرندگان ایران به کار رود. به علت وجود ابهامات در کاربرد نامهای قبلی، نام باشه در فهرستهای پرندگان ایران مورد استفاده قرار نمی گیرد. 

 

  1. در مورد اسامی که در برخی منابع، از دهه های گذشته نامهای مناسب معرفی شدهاند (البته تنها برای تعداد معدودی از کل پرندگان ایران نام جدید استفاده خواهد شد): اردک چشمطلایی (اردک گونهسفید)، سیاه­اردک (اسکوتر)، غول حواصیل (به جای حواصیل بزرگ)، خوتکای ابروسفید (به جای خوتکا سفید)، عقاب خالدار بزرگ (عقاب تالابی)، عقاب خالدار کوچک (عقاب جنگلی)، عقاب صحرایی (به جای عقاب استپی)، درنای طناز (درنای کوچک)، پاشلک رنگین (پاشلک بنگالی)، گیلانشاه خاوری (به جای گیلانشاه خاور دور، گیلانشاه شرقی)، کاکایی اقیانوسی (اسکوآ)، پرستودریایی خلیج فارس (پرستودریایی ساندرز)، پرستودریایی پشتسیاه (به جای پرستودریایی دودی)، شاه طوطی (به جای طوطی اسکندر و طوطی بزرگ هندی)، جغد انبار (به جای جغد سفید)، شبگرد مصری (شبگرد بیابانی)، دارکوب قهوهای (دارکوب راهراه)، سنگچشم سرحنایی (به جای سنگچشم کلهسرخ)، سنگچشم دمگاهحنایی (به جای سنگچشم دمدراز)، فندقشکن (زاغ) خالدار، چرخ ریسک سینهزرد (چرخریسک فیروزهای)، چکاوک بیابانی (به جای چکاوک سنگلاخ)، سسک جگنزار (به جای سسک تالابی راهراه)، سسک شکیل (به جای سسک دمدراز)، سسک بیدی کوچک (به جای سسک کوچک)، توکای پهلوسرخ (به جای توکای بالسرخ)، کوکوی ابلق (کوکوی تاجدار)، سسک خوشصدا (سسک ساوی)، لیکوی خوزی (لیکوی تالابی)، دمجنبانک شکمزرد (دمجنبانک معمولی)، پیپت پادراز (به جای پیپت ریشارد)، پیپت چمنزار (صحرایی)، پیپت شکمنخودی (پیپت تالابی پاقهوهای) و گنجشک خانگی (به جای گنجشک معمولی).

 

  1. در مورد گونهای به نام سسک گل، لازم به یادآوری است که این گونه به یاد مرحوم امیر طالبی گل که بلافاصله پس از ثبت این گونه، جان خود را از دست دادند!، نامگذاری شده است. نام جایگزین آن سسک پالاس است.

 

  1. در مورد کوکوی سیاه (کوکوی آسیایی یا کوئل)، لازم به یادآوری است که نباید فراموش کرد که بر اساس رکوردهای قدیمی، در سالهای اخیر گونهای به نام کوکوی خاوری به فهرست پرندگان ایران اضافه شده است. بنابر این برای تفکیک سریع این گونهها، نام کوکوسیاه آسیایی بر نامهای دیگر اولویت دارد.

 

  1. در مورد جابجایی نامهای قبلی سهره دمگاهسفید (سهره پشتخاکستری) و سرسیاه، هیچکدام در تشخیص سریع پرنده این دو گونه، کمککننده نبودند اما نام های جدید سهره سرسیاه برای Bullfinch و دمگاه سفید برای  Brambling (از کتاب آقای دکتر منصوری) در شناسایی این دو گونه کمککننده و مورد پذیرش هستند.

 

  1. در مورد پرستودریایی تُک‌زرد (پرستودریایی بدصدا)، کلمه "بدصدا" گویای خصوصیتی ویژه برای این گونه که متفاوت از بقیه پرستوهای دریایی دیگر باشد نبود اما  واژه تُک‌زرد بیان‌کننده خصوصیتی خاص در میان پرستوهای دریایی دیگر می‌باشد.

 

  1. در مورد گزینش نام باقرقره و کوکر، منشاء نام کوکر باید اشاره کرد که کُوکَر تنها در مناطق شمالی استان فارس استفاده میشود که کُو یعنی کوه و کَر هم یعنی پرندهای که نمیشنود. در مورد نامهای دیگر این گروه از پرندگان، لازم به یادآوری است که در مناطق جنوبی استان فارس و بسیاری از مناطق جنوب کشور از جمله سیستان و کرمان با نام چُکور معروف هستند که ظاهرا مرتبط با نام انگلیسی کبک می‌‌باشد. تصور میشود که باقرقره، اکنون دیگر یک واژه فارسی است که به گروه خاصی از پرندگان گفته میشود (اگرچه ریشه در زبان ترکی هم دارد). بنابر این اگر بخواهیم یک نام فارسی مناسب (از میان زبانها و لهجههای مختلف ایران) انتخاب کنیم، پیشنهاد می‌شود که با نظر گرفتن همه جوانب، نام باقرقره بر نام کوکر اولویت قرار گرفته و نام کُوکَر در داخل پرانتز قرار گیرد.

 

ج- اصلاح نامهای فارسی

  1. برای خوتکای هندی (و همچنین نامهای غاز کوتوله هندی و خوتکاغاز)، که هیچ کدام تداعیکننده خصوصیات این گونه نبودند. بنابر این نام "خوتکای گردنسفید (خوتکای هندی)" در نظر گرفته شده است.

 

  1. در مورد اگرتها، در نام فارسی اگرت کوچک و اگرت بزرگ از نام انگلیسی اگرت و در نام علمی اگرت ساحلی نیز از نام جنس Egretta استفاده شده است. بر همین اساس، میتوان از همان واژه اگرت استفاده کرد ولی می توان نام" قار" را نیز برای این پرندگان به کار برد: اگرت (قار) بزرگ، اگرت (قار) کوچک و اگرت (قار) ساحلی.

 

  1. عقاب خاکی (یا عقاب دشتی)، نباید با عقاب صحرایی اشتباه شود. با توجه به تفکیک گونه دیگری با نام عقاب صحرایی در دو دهه گذشته، برای جلوگیری از اشتباه بین دو واژه دشتی و صحرایی، توصیه می شود که برای نام فارسی این گونه از نام عقاب خاکی استفاده شود.

 

  1. در مورد دو گونه سنقر تالابی، با توجه به اینکه اخیرا گونه سنقر تالابی شرقی به لیست پرندگان ایران اضافه شده است، توصیه می‌شود که برای گونه قبلی از سنقر تالابی معمولی و گونه جدید با نام سنقر تالابی شرقی نامیده شود. 

 

  1. در مورد Sociable Lapwing، نام‌های خروس کُلی دشتی، خروس کُلی اجتماعی، خروس کُلی شکمسیاه و خروس کُلی ابروسفید به کار برده شده بودند (نام خروس کُلی شکمسیاه ممکن است با نام گونه خروس کُلی سینهسیاه دچار تداخل می شود). هیچکدام از این نامها به نامی مناسب و رایج تبدیل نشدند. نام اجتماعی معادل نام انگلیسی و علمی این پرنده است و بر نامهای دیگر اولویت دارد. با توجه به کمیاب بودن این گونه و برای تشخیص سریعتر این گونه در شرایط میدانی و ثبت درست اطلاعات این گونه، نام خروس کُلی ابروسفید نیز بر نامهای دیگر اولویت داشته، در داخل پرانتز آورده می­شود "خروس کُلی اجتماعی (ابروسفید)".

 

  1. برای سلیم کوچک، با توجه به تعدد نام کوچک در چهار گونه از سلیم­ها و تلیله­ها (سلیم طوقی کوچک، سلیم کوچک، سلیم شنی کوچک و تلیله کوچک) پیشنهاد شد که برای تشخیص و ثبت سریعتر این گونه، نام سلیم پاسیاه به کار برده شود.

 

  1. بر اساس نامهای قبلی آبچلیک خالدار برای Wood Sandpiper و آبچلیک دودی برای Spotted Redshank به کار رفته بود که از نظر ریخت شناسی (مورفولوژی) درست بود یعنی خصوصیت ویژه Wood Sandpiper  خالدار بودن آن است که از این لحاظ نام آن کاملا درست بود. به هر حال در نامگذاریهای جدید، بر اساس نام انگلیسی این نامها جابجا شدند یعنی آبچلیک خالدار برای Spotted Redshank و آبچلیک دودی برای Wood Sandpiper به کار رفت. متاسفانه این جابجاییها منجر به بروز سردرگمی شده است. لذا برای رفع این مشکل نامهای فارسی هر دو گونه اصلاح شدند. بدین ترتیب که در نام فارسی پیشنهادی هر دو گونه آبچلیک خالدار خواهند بود چون یکی بر اساس ریخت شناسی واقعا خالدار است Wood Sandpiper و دیگری بر اساس نام انگلیسی خالدار خوانده میشود Spotted Redshank. برای تفکیک این دو گونه به خصوصیت رنگ پا توجه شد که یکی پاسرخ است و در نام انگلیسی آن نیز اشاره شده است Spotted Redshank و دیگری پاسبز Wood Sandpiper است. بنابر این با این پیشنهاد، مشکل تفکیک نامها و تشخیص گونهای نیز حل شد.

 

  1. در مورد نام گونه Bridled Tern نام پرستودریایی پشتدودی مناسب است و برای نام Sooty Tern نام فارسی پرستودریایی پشت سیاه استفاده می شود.

 

  1. در مورد یاکریم سرخ (قمری سرخ، یاکریم طوقی)، با توجه به این که این گونه دارای نیمطوق پشت گردن است، جزو یاکریم محسوب میشود. همچنین با توجه به این که قسمت اعظم بدن این پرنده به رنگ سرخ میباشد. بنابراین پیشنهاد شد به جای استفاده از دو نام یاکریم طوقی و قمری سرخ، نام ترکیبی "یاکریم سرخ" پیشنهاد شد. بدین ترتیب، شنونده بلافاصله پس از شنیدن نام یاکریم سرخ، به یاد نیمطوق پشت گردن و رنگ سرخ این پرنده میافتد.

 

  1. در مورد نام فارسی قمری ناماکوآ، نام قمری دمدراز مناسبتر است.

 

  1. در مورد بوف (جغد) برفی، با توجه به اینکه این گونه از جغدهای بزرگ و از جنس Bubo است، نام بوف بر نام جغد اولویت دارد. بدین ترتیب نام بوف (جغد) برفی درست است.

 

  1. در مورد چرخ ریسک خزری (چرخ ریسک ایرانی!)، چون این گونه در جنگلهای هیرکانی زیست می کنند که تا کشور آذربایجان هم امتداد پیدا می کند، استفاده از نام ایرانی مناسب نمی باشد. انتخاب واژه هیرکانی که مطابق با زیستگاه و همچنین نام علمی این گونه است مناسب­تر است.

 

  1. در مورد زاغ (کلاغ) نوکسرخ و زاغ (کلاغ) نوکزرد، بهتر است که از واژه زاغ کوهی استفاده کرد، چون این گونه‌ها از لحاظ رفتار و زیستگاه بیشتر به زاغ‌ها هستند اما به علت زندگی در محیط کوهستانی نام زاغ کوهی مناسب­تر است.

 

  1. با مشاهده بوچانگای خاکستری در سالهای گذشته، نام گونه قبلی بوچانگا هماهنگ با نام انگلیسی آن به "بوچانگای سیاه" تغییر و اصلاح گردید.

 

  1. با مشاهده گونه "مینای خاکستری" در سالهای گذشته، نام گونه قبلی مینا به "مینای معمولی" تغییر و اصلاح گردید.

 

  1. با توجه به جدا شدن کلاغ خاوری Oriental Crow از Hooded Crow، و نام کلاغ جنگلی شرقی، مشکل تداخل اسمی به وجود آمده بود. پیشنهاد شد که برای Oriental Crow از نام کلاغ خاوری استفاده شود اما برای Jungle Crow (Large-billed Crow) از نام "کلاغ جنگلی نوک بزرگ" استفاده شود.

 

  1. برای چکاوک هندی، نام شنی که ترجمه نام انگلیسی این گونه است در اولویت است و نام هندی اخل پرانتز آورده می­شود: "چکاوک شنی (هندی)". چکاوک سهرهای،

 

 

  1. برای چکاوک سهرهای، نام پیشین آن همین نام بوده است. سپس، نام چکاوک شکم سیاه پیشنهاد شد. برای نام فارسی این گونه، نام ترکیبی چکاوک سهره‌ای شکمسیاه در نظر گرفته شد.

 

  1. نام مناسب برای Brahminy Starling، سار تاج سیاه است. با توجه به اینکه این پرنده دارای کاکل سیاه در بالغین و تاج تیره در نابالغین است، نام سار تاج سیاه برای این گونه در نظر گرفته شد. لازم به یادآوری است که رنگ زیرتنه در این پرنده متفاوت است و علامت مشخصه ثابتی نیست.

 

  1. در مورد سسکهای نیزار (سسکهای تالابی)، وجه مشخصه سسکهای نیزار Reed Warblers، زندگی در میان نیزارها است، بنابر این بهتر است به این گروه از سسکها، استفاده از نام سسک نیزار بر نام سسک تالابی اولویت دارد (به جز سسک تالابی خاوری که زیستگاه آن منحصر به نیزار نیست و همان نام قبلی حفظ خواهد شد.

 

  1. دو گونه مگسگیر هندی و مگسگیر فیروزهای که در چند سال گذشته از ایران گزارش و ثبت شدهاند، به سرعت دچار تداخل اسمی شدهاند. بنابر این، بر اساس ویژگی‌های ریخت شناسی (مورفولوژی) و برای تفکیک سریعتر این دو گونه، برای Verditer Flycatcher نام مگسگیر فیروزهای و برای Black-naped Monarch نام مگسگیر کاکلسیاه انتخاب و مناسب در نظر گرفته شدند.

 

  1. درمورد مگسگیر ابلق باختری، میتوان به جای واژه باختری، واژه اروپایی را به کار برد.

 

  1. در مورد مگس‌گیر نیم‌طوق‌دار یا نیمه‌طوق‌دار، این نام را می توان به صورت کوتاهتر استفاده کرد و آن را "مگس‌گیر نیم‌طوق" نامید.

 

  1. در مورد مگسگیر هیمالیا، به نظر میرسد که مگسگیر ابروسفید هیمالیایی مناسبتر است.

 

  1. در مورد طرقه آبی (بنفش یا کبود)، چون بر اساس مدارک موجود، گونه‌ای دیگر با نام طرقه آبی آوازخوان از ایران ثبت شده است، واژه آبی از نام این گونه حذف شده است. همچنین کبود بودن رنگ کلی در این گونه، ویژگی خاص و منحصر به فرد برای این گونه است. بنابر این نام فارسی این گونه، "طرقه کبود (بنفش)" در نظر گرفته شد.

 

  1. گونههایی که داری چند اسم بوده و هیچکدام رایج نیستند، نام مناسب ترکیبی استفاده خواهد شد: سسک دمگاه زیتونی شرقی (سسک دمگاه زیتونی، سسک شرقی)، چکچک ابلق دمسفید (چکچک دم سفید، چکچک ابلق سفید)، پرستوی دمگاهحنایی (به جای پرستوی دمگاهصورتی، پرستوی دمگاهخرمایی، چلچله دمگاهحنایی)، سهره ریز هندی (به جای سهره ریز، سهره هندی، مونیای هندی)، سهره نوکلاکی (به جای نوکلاکی سرخ و سهره سرخ برنجی).

 

  1. در مورد سسک‌های چیف‌چاف، در ایران دو گونه وجود دارد: گونه سسک چیفچاف کوهی (قفقازی)، و سسک چیف‌چاف معمولی.

 

  1. برای Green Warbler، نام فارسی سسک سبز بیدی در نظر گرفته شد (با توجه به کاربرد قبلی نام بیدی برای این گونه و وجود نام دوم قبلی Green Leaf Warbler). برای Greenish Warbler، نام فارسی سسک سبز زیتونی در نظر گرفته شد (با توجه به رنگ کلی این پرنده که به رنگ سبز زیتونی است و با توجه به اینکه رنگ بدن در این گونه تیره تر از گونه Green Warbler است).

 

  1. به منظور یکسان سازی نام فارسی با نام انگلیسی و جلوگیری از سردرگمی، تصمیم گیری شد که در مورد نام فارسی گروه سسکهای گلوسفید از نام انگلیسی پیروی شود و برای همه Whitethroatها از نام مشترک "گلوسفید" استفاده شود (به علاوه، خصوصیت سفیدی گلو در این گونه ها ویژگی خاص در میان بقیه سسکها است). در مورد Common Whitethroat از نام "سسک گلوسفید معمولی" استفاده می شود. در مورد Lesser Whitethroat نام فارسی "سسک گلوسفید کوچک (نقابدار معمولی)" در نظر گرفته شد (بسیاری از افراد اکنون از این نام استفاده می کنند). در مورد Hume’s Whitethroat نیز از "سسک گلوسفید (نقابدار) هیوم" استفاده می شود. در مورد Desert Whitethroat نام فارسی "سسک گلوسفید بیابانی (نقابدار کوچک)" در نظر گرفته شد (برای متمایز نمودن آن از سسک بیابانی با سفید بودن گلوی آن). در مورد گونه Desert Whitethroat توجه شود که ما یک گونه دیگر به نام سسک بیابانی (Asian Desert Warbler Sylvia nana) نیز داریم که با توجه به اینکه هر دو سسک هستند و نام Desert در آنها مشترک است، باز هم امکان اشتباه در استفاده از نام فارسی آنها وجود دارد. به همین دلیل نام فارسی Asian Desert Warbler تکمیل شد و "سسک بیابانی آسیایی" برای آن در نظر گرفته شد.

 

  1. در مورد نام فارسی خانواده Estrildidade، خانواده سهره ریز در نظر گرفته شد.

 

  1. در مورد دمجنبانک سرزرد (دمجنبانک زرد) به منظور هماهنگی با نام انگلیسی و علمی این گونه نام دمجنبانک لیمویی (سرزرد) پیشنهاد شده است.

 

  1. برای سسک درختی زرد، در گذشته نام سسک درختی لیمویی پیشنهاد شده بود که با توجه به وجود نام زرد در بسیاری از گونه های سسکها، به نظر می رسد که بهتر است نام لیمویی بر زرد اولویت داده شود.

 

  1. در فهرست پرندگان مشکوک ایران، یک گونه مشکوک با نام Olive-tree Warbler وجود دارد. با توجه به وجود یک گونه از سسکها با نام سسک درختی زیتونی و شباهت زیاد نام فارسی، انگلیسی و علمی این دو گونه، نام Eastern Olivaceus Warbler به صورت کامل­تر یعنی سسک درختی زیتونی شرقی بیان خواهد شد.

 

  1. در فهرست پرندگان مشکوک ایران، یک گونه مشکوک با نام Indian Stone-Curlew وجود دارد. با توجه به وجود یک گونه از چاخ لقها با نام چاخ لق هندی و شباهت زیاد نام فارسی این دو گونه، نام Great Stone-Curlew به شکل چاخ لق بزرگ (هندی) بیان خواهد شد.

 

---------

 

نظرات  (۱۰)

۱۶ دی ۹۴ ، ۱۴:۱۸ حمیدرضا HamidReza رضایی REZAEI
با سلام به نظرم خیلی خوب است 
متاسفانه علی رغم تذکرات داده شده وجود مشکلات نامگذاری سلیقه ای که در سالهای اخیر سردرگمی زیادی را در علاقمندان مخصوصا جوانان ایجاد کرده است

من هم با این شیوه نامه شما موافق هستم
با سپاس 
رضایی
پاسخ:
جناب آقای دکتر رضایی، انشاء ا.. با کمک همه دوستان بتوانیم به یک جمع بندی مناسبی برسیم که حتی الامکان مورد توافق بیشتر دوستداران پرندگان ایران باشد.
۱۸ دی ۹۴ ، ۱۳:۱۶ جعفر غلامی
با سلام و خدا قوت
استانداردسازی نام پرندگان از مدتها پیش دغدغه بسیاری از پرنده شناسان بوده و باعث سردرگمی و اختلاف نظر شده، بنابراین با این شیوه کاملا موافق هستم
پاینده باشید
جعفر غلامی
۱۸ دی ۹۴ ، ۲۱:۵۹ علیرضا هاشمی
با سلام
هرچند هنوز همه نامهای حاضر در لیست را دقیق مطالعه نکرده ام اما با توجه به ارتباط  تلفنی و ایمیلی انجام شده باید عرض کنم در خصوص نام "باقرقره" این کلمه بنظر میرسد از زبان ترکی به معنی "سینه سیاه" یا "سینه کبود" برگرفته شده که بیشتر "باقرقره شکم سیاه" را مد نظر داشته است. حال فرض کنید مثلا بگوییم "باقرقره شکم سفید" این یعنی "سینه سیاه سینه سفید" که از پایه مایه ابهام است. نام "کوکر" احتمالا جالب تر است.

با احترام
علیرضا هاشمی

مدیر گروه پرنده شناسی و پرنده نگری طرلان

۱۹ دی ۹۴ ، ۰۸:۱۳ باقر نظامی
جناب دکتر خالقی زاده
باسلام
با شیوه هایی که ذکر شد بسیار موافق هستم
تغییر نامها موجب سردرگمی به ویژه دانشجویان درحال یادگیری شده. یکسان سازی و قرار دادن آن در این سایت میتواند بعنوان یک مرجع کمک زیادی باشد. علاوه بر آن قرار دادن نامهای مرتبط با سنت و فرهنگ، به شیوه ای که ذکر شد، در داخل پرانتز راهنمای خوبی به افراد غیرمتخصص و محیط بانان است که بصورت سنتی پرنده ها میشناسند.
خداقوت به حضرتعالی و همکاران عزیز
باقر نظامی
۱۹ دی ۹۴ ، ۱۵:۳۹ رمضانعلی قائمی

جناب آقای دکتر خالقی زاده  (گروه نامگذاری فارسی پرندگان ایران)

با سلام از نقطه نظرات سودمند دوستان استفاده نمودم همچنین برنامه اصلاحی در دست اقدام نام پرندگان ایران را مشاهده کردم، بسیار جالب بود. اینجانب از کسانی که تا کنون در این راه کوشش نموده اند و شما عزیزانی که برای رفع مشکلات اسامی موجود پرندگان اقدامات سودمندی را شروع نموده اید تشکر می نمایم. لازم است برای استاندارد سازی نام پرندگان به گونه ای فرصت داده شود تا از نقطه نظرات اندیشمندان و دیگر علاقمندان استفاده شود. در زیر چند مورد را برای تکمیل برنامه پیشنهاد می نمایم:

1-     بعضی از تغییر نامهای گذشته، بسیار خوب و بجا بوده است. ولی بسیاری از آنها علاقمندان را با مشکل مواجه نموده و اصلاح آنان ضروری است.

2-     بعضی از اسامی که پسوند غیر فارسی دارند نام مناسبی جایگزین و یا پسوند حذف شود مانند: حواصیل هندی، سهره مغولی، چاخ لق هندی، کاکائی اقیانوسی قطبی، خوتکای هندی، آکراس آفریقایی، کبوتر دریایی مدیترانه، مگس گیر هندی، کلاغ هندی، سسک سندی(هیمالیا)، چکاوک هندی، دارکوب سوری، سبزه قبای هندی، شبگرد مصری، کاکائی مدیترانه ای، درنای سیبری، کاکائی سیبری، کاکائی ارمنی و...

3-     با توجه به تغییرات اقلیمی و توسعه فعالیت های پرنده شناسی و همچنین مشاهده بعضی از پرندگان در نواحی مختلف ایران پیشنهاد می گردد،  پسوندهای جنوبی، شمالی، شرقی، غربی و نظایر آن حذف گردد.

4-     برای آشنایی بیشتر مردم به نامهای پرندگان ایران و با رعایت سنت و فرهنگ ایرانی نام های کوتاه که معرف یکی از مشخصات برجسته گونه باشد انتخاب و نام­ های فارسی و غیر فارسی رایج حفظ گردد.

5-     از نام های غیر جذاب پرهیز شود که در دستور کار گروه آمده است مانند: بد صدا، کله، و...

                                         با احترام رمضانعلی قائمی - مدیر انجمن پرنده شناسی هیرکانیا

۲۰ دی ۹۴ ، ۰۸:۳۵ آرش حبیبی آزاد

سلام آقای دکتر

نام هایی با پسوند کولی دارای غلط املایی است و صحیح آن " کلی" است

مثل کمر کلی یا خروس کلی

کل . [ ک ُ ] (اِ) خمیدگی . کوژی . کجی . انحناء. غوز. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : 
بدانگه که گیرد جهان گرد و میغ
کل پشت چوگانت گردد ستیغ.

کل ( Kol ) در زبان فارسی به معنی پشم یا پر برجسته است

و از این واژه است واژگانی مانند کاکل که هیچ وقت کاکول نوشته نمی شود

کاکل . [ ک ُ ] (اِ) موی میان سر پسران و مردان و اسب و استر و غیره باشد. (برهان ) (غیاث ) (مهذب الاسماء). موی تارک سر؛ از اینجهت تیری را که سرگذار باشد تیر کاکل ربا گویند. (چراغ هدایت ). مؤلف آنندراج آرد: اهالی مازندران در زمان غلبه ٔسادات زیدیه و حکمرانی آنان به اقتفای آنان سر نتراشیدندی و گیسو داشتندی امیر تیمور بعد از تصرف مازندران در میان سادات و مقلدین امتیازی خواست مقلدین که کاکل داشتند بتکاکله معروف و موسوم شدند. کاکل و زلف خاصه در ایران متداول است . به خراسان و خوارزم کاکل دارند و زلف ندارند. کاکل را پرچم و کلاله و کله نیز در پارسی استعمال کرده اند. (آنندراج ) : 
بلبل و سرو و سمن یاسمن و لاله و گل 
هست تاریخ وفات شه مشکین کاکل .

و یا واژه انگلیسی bobtail را بصورت سگ یا اسب دم کل ترجمه می کنند

در مورد خروس کلی که دلیل نامگذاری واضح است اما در مورد کمر کلی، کمر به معنی سنگ های بزرگ است و از آنجا که این پرنده معمولا بر بالای سنگ دیده می شود به برجستگی سنگ یا کاکل سنگ تشبیه اش کرده اند کما این که پرنده بازان بلبل سنگ هم می گویند

ارادتمند شما

حبیبی آزاد

۱۷ بهمن ۹۴ ، ۱۴:۴۴ کاوه فیض اللهی

درباره مورد 10

ضمن اینکه ظاهرا افراد نابالغ غاز خاکستری پای خاکستری دارند، قسمت دوم کلمه نه leg به معنای پا بلکه lag به معنای غاز برگرفته از صدایی است که انسان برای کیش کردن غاز از خود درمی‌آورد. در بعضی منابع نیز به معنای تاخیر آن در مهاجرت نسبت به گونه‌های دیگر آمده که چندان درست به نظر نمی‌رسد. بنابراین در نام انگلیسی گونه اساسا اشتباهی روی نداده است. 

پاسخ:
جناب آقای مهندس فیض اللهی

بسیار متشکرم از ارسال توضیحات تکمیلی شما.

۰۱ فروردين ۹۵ ، ۱۱:۲۹ امیر مهدی ابراهیمی

درباره مورد 10

دلیل نامگذاری اشتباه غاز خاکستری در زبان فارسی و در برخی منابع به نام غاز پا خاکستری نیز کلمه Lag به معنی تاخیر کردن و دیر رسیدن و اشتباه گرفتن آن با Leg به معنای پا می باشد پای این پرنده صورتی رنگ و در نابالغ ها نیز صورتی است که در منابع معدودی صورتی مایل به خاکستری ذکر شده است که شاید منظور تیره تر بودن این رنگ صورتی نسبت به بالغ هاست و اگر نه رنگ پای نابالغ این پرنده نیز همانگونه که در برخی منابع بسیار معتبر تصویر آن نیز آمده توجه شود ملاحظه می شود که رنگ پاها به رنگ صورتی می باشد بنابراین نامیدن این غاز با نام غاز پا خاکستری به هیچ وجه درست نبوده و کاملاً اشتباه می باشد.

سلام
چرا پرنده کاکایی به این اسم نام گداری شده
سپاس

سلام . خسته نباشید . با توجه به اصل و معیار شماره سوم که گفته شده نامگذاری حتی الامکان باید دارای خصوصیات نر و ماده باشه

لطفاً راجع به نامگذاری شتر (مرغ) و (عروس)هلندی 

توضیح بدین که چرا صفت مادینگی در این اسم ها ترجیح داده شده 

ممنون

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی