کمیته ثبت پرندگان ایران Iran Bird Records Committee

جمع آوری، ساماندهی و انتشار ثبت گونه های جدید و پرندگان کمیاب ایران To collate, ratify and publish bird records on Iranian rarities

کمیته ثبت پرندگان ایران Iran Bird Records Committee

جمع آوری، ساماندهی و انتشار ثبت گونه های جدید و پرندگان کمیاب ایران To collate, ratify and publish bird records on Iranian rarities

طبقه بندی موضوعی

شیوه استانداردسازی نامگذاریهای قدیم و جدید برای پرندگان ایران

 

تعیین نام فارسی برای پرندگان و دیگر گروههای جانوری، یکی از نکات مهم برای ثبت مشاهدات پرندگان میباشد. اگرچه در ابتدا این کار امری آسان به نظر میرسد، اما نیازمند دقت علمی لازم، و همفکری با دیگر پرندهشناسان و پرندهنگران، بخصوص نیازمند بررسی بازخورد منفی از آنها و از همه مهمتر در نظر گرفتن نکات فرهنگی و ادبی میباشد. مدتها پس از چاپ کتاب پرندگان ایران در سال 1354 اسامی فارسی پرندگان ایران به صورت واحد استفاده میشدند. متاسفانه در سالهای اخیر، با مشاهده گونههای جدید، تقسیمهای تاکسونومیک گونهها، و حتی استفاده از سلایق شخصی باعث استفاده از تنوعی از اسامی شده است که گاه پرندهشناسان را در ثبت، اعلام و مهمتر از آن جمعآوری اطلاعات پراکنش برخی از پرندگان دچار مشکل کرده است (نمونه بارز آن جابجایی و سردرگمی نامهای بحری و شاهین، آبچلیک خالدار و دودی است. این مشکل برای نامهایی که خود تعداد زیادی از گونهها را دربر میگیرند دو چندان میشود مانند بادخورک و پرستو، پرستو و چلچله). بنابراین، این کمیته برای ساماندهی و ایجاد وحدت رویه در نظر دارد، پس از جمعبندی نظرات پرندهشناسان و پرندهنگران ایران، اسامی واحدی را اعلام نمود.

 


اصول و معیارهای کلی پیشنهادی برای نامگذاری فارسی پرندگان ایران

1.     نام هر گونه باید بلافاصله ویژگیهای مورفولوژیک، رفتار، یا حداقل زیستگاه یا پراکنش آن گونه را به ذهن متبادر سازد. بنابر این نامهایی که بلافاصله پس از مشاهده یک گونه، هیچ یک از اینها را تداعی نکنند اصلاح خواهند شد. این امر باعث ثبت درست و سریع پرندگان و جلوگیری از سردرگمی در ثبت گونهها خواهد شد.

2.     در نامگذاریها، به ترتیب اولویت، خصوصیات ثابت مربوط به ویژگی خاص مورفولوژی یا رفتار، زیستگاه و پراکنش و سپس نام منطقه جغرافیایی یا کشور مد نظر قرار خواهند گرفت.

3.     نام یک گونه تا حد امکان باید دربرگیرنده خصوصیات هم نر و هم ماده یا افراد بالغ و نابالغ آن گونه باشد.

4.     به جز برخی از پرندگان منحصر به فرد که تک کلمه‌ای هستند (مانند دارخزک)، برای بقیه گونه‌ها، نام فارسی هر گونه باید دو کلمهای باشد که کلمه اول نام گروه و کلمه دوم نام تعیین کننده گونه میباشد.

5.     حتی الامکان نام هر گونه بیش از دو کلمه نباشد، بجز نام برخی از گونهها که دارای گونههای مشابه در درون یک گروه هستند، مانند سنگچشم خاکستری که در حقیقت این نام ترکیبی دوکلمهای به عنوان نام اول برای گروهی از چندین گونه مشابه محسوب میشود. در مورد اضافه کردن پرانتز، برای کوتاه کردن اسامی، پرانتزها صرفا برای نام گروه یا نام تعیین کننده گونه اشاره خواهند شد.

6.     در نامهای دو کلمهای، نام اول برای نام گروهی از پرندگان هم جنس یا هم خانواده و نام دوم نام تعیینکننده هر گونه خواهد بود. هر یک از نامهای اول یا دوم، خود ممکن است کلمهای مرکب باشد (تشکیل شده از دو یا حتی سه کلمه باشند مانند همان سنگچشم که یک کلمه مرکب است ولی یک کلمه محسوب میشود). بنابر این، ‌سنگ‌چشم سرحنایی دو کلمه محسوب می‌شود.

7.     در نامهای دو کلمهای، نام فارسی تعیینکننده گونه همانند شیوه نامگذاری انگلیسی و علمی باید صفت باشد. در نام گونه‌هایی که از نام یک منطقه جغرافیایی استفاده شده باشد، با افزودن حرف "ی" به آخر آن نام، تبدیل به صفت خواهد شد مانند خزری و مدیترانه‌ای. در نامهای گونه که در آنها نام منطقه جغرافیایی به کار رفته باشد و حرف آخر آن به "ی" ختم شود، نام مورد نظر به همان شکل نوشته میشود مانند "درنای سیبری".

8.     در مورد گونههایی که بخشی از گروه پرندگان مشابه باشند، استفاده از نام مشترک برای همه گونههای آن گروه توصیه میشود.

9.     نامهای تک کلمه‌ای که نام مشترک دو یا چند گونه هستند نمیتوانند به تنهایی برای نامگذاری یک گونه به کار بروند چون شنونده خواهد پرسید کدام گونه (مثلا بوتیمار، سپس کدام بوتیمار؟، بزرگ یا کوچک). استثناهایی هم برای چند گونه وجود دارد که اگر تنها یک گونه دیگر با نام مشترک وجود داشته و آن گونه دوم خیلی کمیاب باشد میتوان گونه معمول را بدون پسوند اضافی به کار برد مانند دارکوب سبز، بلدرچین، سسک چیفچاف.

10.                        حتی الامکان همه خانوادهها و گروههای پرندگان ایران باید دارای نام فارسی باشند.

11.                        در مورد اسامی که دارای نام فارسی قبلی بوده و از زمان چاپ کتاب پرندگان ایران (اسکات و همکاران 1354) به صورت رایج استفاده میشدند، همان نامها حفظ خواهند شد اما نام جدید در داخل پرانتز آورده میشود.

12.                        چنانچه یک گونه دارای دو نام فارسی باشد، نام رایجتر آن در اولویت قرار خواهد گرفت. بنابر این نامهای دوم هر گونه که هنوز رایج هستند، پس از نام معمول آن گونه و در داخل پرانتز اضافه خواهند شد. در مورد نامهایی که دارای نام فارسی رایج بوده و از نظر عامه مردم نیز دارای نام رایج دوم می باشد، نام رایج دوم در داخل پرانتز آورده خواهد شد مانند لک لک سفید (حاجی لک لک)، پلیکان (مرغ سقا)، هدهد (شانه به سر). برخی از نامها نیز که در متن حقوقی قوانین محیط زیست اشاره شده اند باید در داخل پرانتز آورده شوند مانند بالابان (چرخ).

13.                        در نامگذاریها، نباید بلافاصله به ترجمه کلمه به کلمه نامهای انگلیسی روی آورد بلکه تنها به عنوان یکی از گزینهها انتخاب خواهند شد.

14.                        در نامگذاریها حتی الامکان از نامهای رایج فارسی یا یکی از نامهای رایج در زبانها و لهجههای ایران که در بخشهای وسیعتری از کشور برای یک پرنده به کار برده میشود، انتخاب خواهد شد. نامهایی که کمتر رایج هستند به تدریج از لیست ملی پرندگان ایران حذف خواهند شد.

15.                        چنانچه گروهی از پرندگان دارای چند گونه باشند، نام پرنده جدید باید به نحوی انتخاب شود که با نام گونههای دیگر از پرندگان آن گروه دچار اشتباه نشود.

16.                        نام توصیف کننده یک گونه حتی الامکان در بین کل پرندگان ایران از تکرار زیادی برخوردار نباشد. بنابر این، در نامگذاریهای جدید بر استفاده از تنوع واژگان غنی فارسی سعی بیشتر خواهد شد.

17.                        نامهایی که خصوصیت اشتباهی را به پرندهای منتسب کنند، حذف یا اصلاح خواهند شد (مانند غاز پاخاکستری).

18.                        با توجه به تغییرات اقلیمی و توسعه فعالیت‌های پرنده‌شناسی و همچنین مشاهده بعضی از پرندگان در نواحی مختلف ایران، تلاش می‌گردد که از پسوندهای جنوبی، شمالی، شرقی، غربی و نظایر آن به صورت محدود استفاده گردد.

19.                        سعی بر این است که از نام مناطق و کشورهای خارجی در نام گونه، به صورت محدود استفاده گردد و در صورت لزوم نام مناسبی جایگزین شوند.

20.                        برای گونههایی که هم در نام انگلیسی و هم در نام علمی نام یک دانشمند، منطقه یا کشور آورده شده باشد، اگر نام فارسی رایج آن هم شبیه نامهای انگلیسی و علمی باشد، برای ثبت آسانتر گونه، به همان شیوه رایج عمل خواهد شد مانند کرکس مصری، کاکایی ارمنی، پرستوی دریایی ساندرز و سهره مغولی.

 

--------------------


نامگذاری اختصاصی پرندگان ایران

 

در متن زیر، تغییرات در نامهای فارسی تحت سه زیرعنوان تفکیک شدهاند (الف- حفظ نامهای قبلی، ب- پذیرش نامهای جدید، ج- اصلاح نامهای فارسی). در این متن سعی شده است که به تمام نامهای تغییر یافته در سالهای اخیر اشاره شود:

 

الف- حفظ نامهای قبلی

1-       در مورد اسامی زیر که دارای نام فارسی قبلی بودند، همان نامها حفظ می­شوند اما نام جدید در داخل پرانتز آورده میشود: از جمله اردک مرمری (خوتکا مرمری)، لکلک گردنسفید (لکلک گردنکرکی)، سارگپه تاجدار (سارگپه کاکلدار)، لیل، درنای سیبری (درنای سفید)، گیلانشاه دمسیاه (گیلانشاه بالسفید)، گیلانشاه خالدار، تلیله بلوطی (تلیله نوکدراز)، پرستودریایی ساندرز (پرستودریایی خلیج فارس)، کوکوی خالدار (کوکوی کاکلی)، بادخورک کوهی (بادخورک شکمسفید)، زنبورخوار کوچک (زنبورخوار سبز)، سسک نقابدار (سسک گونه سیاه، سسک گلوسفید کوچک)، سسک گلوسیاه، چکاوک سهرهای، لیکوی تالابی (لیکوی خوزی)، صعوه جنگلی (صعوه باغی)، دمجنبانک سرزرد (دمجنبانک زرد)، سهره گلی (سهره سرخ)، سهره طلایی (سهره معمولی)، زردپره سرزیتونی (زردپره گلوزرد)، زاغ خالدار (فندقشکن)، زاغ بور (زاغ کویری).

 

2-       از نام بادخورکها (Swifts)، پرستوها (Swallows) و چلچلهها (Martins) نیز برای همان گروههای قبلی استفاده می­شود.

 

3-       در مورد جابجایی نامهای شاهین و بحری: این جابجایی باعث سردرگمی شدید در میان پرنده شناسان شده است به طوری برای اعلام مشاهدات خود از هیچ یک از نامهای فارسی استفاده نکرده بلکه از نام انگلیسی استفاده مینمایند. بنابراین برای ایجاد وحدت رویه، همان نام قبلی استفاده می­شود.

 

4-       در مورد اسامی که دارای نام مشترک برای گروهی از پرندگان (حداقل دو گونه) هستند، علاوه بر ذکر نام گروهی، نام تعیینکننده نیز لازم است: باکلان بزرگ، بوتیمار بزرگ، غاز پیشانی سفید بزرگ، کورکور سیاه، سارگپه معمولی، درنای معمولی، چنگر معمولی، چاخ­لق معمولی، سلیم طوقی معمولی، سلیم طلایی اروپایی، پاشلک معمولی، مرغ حق معمولی، شبگرد معمولی، بادخورک معمولی، ماهی خورک کوچک، زنبورخوار معمولی، پرستو معمولی، بلبل معمولی و کبک معمولی. در مورد بلدرچین (که بسیار متفاوت از بلدرچین بوته ای است) همان نام قبلی استفاده خواهد شد. در مورد دارکوب سبز و سینه سرخ برای حذف نام غیرضرور "اروپایی"، لزومی به استفاده از نام تعینکننده نیست، چون سینهسرخ گونه مشابه ندارد و در مورد دارکوب سبز هم، گونه دیگر (دارکوب سبز راهراه) طی صد سال گذشته در ایران دیده نشده است.

 

5-       در مورد گونههایی که بخشی از گروه پرندگان مشابه باشند و نام آنها تنها بر اساس صفت بود، استفاده از نام مشترک توصیه میشود مانند اردک سرسبز (به جای سرسبز)، اردک اردهای (به جای اردهای)، اردک نوکپهن (به جای نوکپهن) ولی برای گیلار و فیلوش که اسم خاص هستند، نیازی به استفاده از کلمه اردک نیست.

 

6-        در کلماتی که کلمه "کلّه" به کار رفتهاند به جای آن، از کلمه "سر" استفاده خواهد شد مانند سرسبز، سرسرخ و ....

 

7-       در نامهایی که قبلا از کلمه "خور" استفاده میشد در نام جدید از کلمه "خوار" استفاده خواهد شد مانند زنبورخوار و شهدخوار. در برخی از نامها استفاده از کلمه "خور" به لحاظ روان بودن ادبی اشکالی ندارد، لذا همان شیوه قبلی رعایت خواهد شد مانند عقاب مارخور، ماهیخورکها و بادخورکها. بنابراین خوار برای ماهیخوار، صدفخوار، خرچنگخوار، زنبورخوار، میوهخوار و شهدخوار قابل استفاده خواهد بود.

 

8-       در نامهایی که گوش یا شاخ استفاده شده بودند، چون هیچ کدام واقعیت ندارند همان نامهای قبلی استفاده می­شوند، مانند کشیم گوشدار (کشیم شاخدار و جغد گوش دراز (جغد شاخدار) و چکاوک شاخدار.

 

9-       در مورد گونه پلیکان خاکستری، افزودن کلمه پا نیازی نیست، اگرچه آوردن کلمه پا غلط نیست.

 

10-   در مورد غاز خاکستری، نامیدن آن با نام غاز پاخاکستری به هیچ وجه درست نیست و کلمه پا که بیمناسبت با نام غاز خاکستری اضافه شده و رنگ پای این پرنده نیز خاکستری نیست، باید به کلی حذف شوند.

 

11-             در مورد پاشلک دممویی، استفاده از دممویی به علت وجود نوارهای باریک تیره رنگ در پرهای سفید کنار دممیباشد. بنابر این به کاربردن نام پاشلک دمباریک اساسا اشتباه است، چون دم این گونه باریک نمیباشد.

 

ب- پذیرش نامهای جدید

12-   در سالهای اخیر، گونههای جدیدی معرفی شدهاند که از همان نامها استفاده خواهند شد مانند غاز گونهسفید، کرکس هیمالیایی، کورکور بالسیاه، شاهین آمور، طاووسک سینهسفید، گلاریول شرقی، کبوتر دریایی دودی، کاکایی خزری، کاکایی راهراه، پرستودریایی قهوهای، پرستودریایی رودخانهزی، سنگچشم تورانی، چرخریسک تورانی، بوچانگای خاکستری، چلچله گلوقهوهای، سسک چیفچاف هیمالیایی، چکچک کردی، سسک خوزی، بلبل زیردم سرخ و پیپت شرقی.

 

13-   در مورد پیغوها، چون یک گونه به نام پیغوی کوچک وجود دارد، نام گونه دیگر نمیتواند به تنهایی با نام "پیغو" به کار برده شود. بنابراین نام این گونه قاعدتا به علت اختلاف جثه این دو گونه، باید پیغوی بزرگ باشد.

 

14-   در مورد پرستوهای دریایی گونهسفید و تیره، در حقیقت نام گونهسفید باید برای White-cheeked Tern و نام تیره باید برای Whiskered Tern به کار برده می شد اما به علت وجود اشتباه نام آنها از ابتدا به غلط چاپ شده بودند. همچنین در بالغین گونه Whiskered Tern بدن، شکم و بالها (خاکستری) تیرهتر از گونه White-cheeked Tern میباشد و نیز در گونه White-cheeked Tern گونه‌ها دارای سفیدی بیشتری هستند. بنابر این، برای White-cheeked Tern از پرستوی دریایی گونهسفید و برای Whiskered Tern از پرستوی دریایی گونهسفید و تیره استفاده می­شود.

 

15-   در مورد تُرُمتای (شاهین)، به نظر میرسد که گونههای شاهین پاسرخ و شاهین سرحنایی اکنون به راحتی میتوانند مورد استفاده قرار گرفتند {منظور از تُرُمتای، شاهین‌های کوچک‌جثه به جز دلیجه‌ها می‌باشند}.

 

16-    در مورد نامهایی که اصطلاح خارجی آنها در سطح وسیعتری رایج است، همان نام خارجی استفاده خواهد شد اما نامهای فارسی و نامهایی که از لحاظ حفظ سنت و فرهنگ مهم هستند و یا در متون حقوقی آمده اند، در داخل پرانتز حفظ خواهند شد مانند باکلان (قره غاز، دارغاز)، پلیکان (مرغ سقا)، اگرت (حواصیل)، لکلک سفید (حاجی لکلک)، فلامینگو (مرغ حسینی)، اسکوتر (اردک سیاه)، مرگوس (اردک ماهیخوار)، دال (کرکس)، عقاب شاهی (شاهباز)، بالابان (چَرخ)، فالاروپ (شناگر)، آووست (نوک خنجری)، اسکوآ (کاکایی اقیانوسی)، هدهد (شانه به سر)، چکاوک گندمزار (طرقه چکاوک) و بلبل معمولی (بلبل هزاردستان(. در مورد اکراس (ناز)، نام داخل پرانتز مورد استقبال قرار نگرفته و آورده نمی شود. در مورد دلیجه (باشه)، کوکو (فاخته)، اگرچه نام داخل پرانتز درست است، به علت وجود ابهامات در کاربرد نامهای قبلی، مورد استفاده قرار نمی گیرند. در مورد قرقاول، تورِنگ نامی آشنا در فرهنگ ایران و همچنین نام محلی قرقاول در شمال کشور است.

 

17-   در مورد اسامی که در برخی منابع، نامهای مناسب معرفی شدهاند (البته تنها برای تعداد معدودی از کل پرندگان ایران نام جدید استفاده خواهد شد): اردک گونهسفید (اردک چشمطلایی)، غول حواصیل (به جای حواصیل بزرگ)، خوتکا ابروسفید (به جای خوتکا سفید)، عقاب خالدار بزرگ (عقاب تالابی)، عقاب خالدار کوچک (عقاب جنگلی)، عقاب صحرایی (به جای عقاب استپی)، درنای طناز (درنای کوچک)، پاشلک رنگین (پاشلک بنگالی)، گیلانشاه خاوری (به جای گیلانشاه خاور دور، گیلانشاه شرقی)، پرستودریایی پشتسیاه (به جای پرستودریایی دودی)، شاه طوطی (به جای طوطی اسکندر و طوطی بزرگ هندی)، جغد انبار (به جای جغد سفید)، شبگرد مصری (شبگرد بیابانی)، دارکوب قهوهای (دارکوب راهراه)، دارکوب سوری (دارکوب باغی)، سنگچشم سرحنایی (به جای سنگچشم کلهسرخ)، سنگچشم دمگاهحنایی (به جای سنگچشم دمدراز)، چرخ ریسک سینهزرد (چرخریسک فیروزهای)، چکاوک بیابانی (به جای چکاوک سنگلاخ)، سسک جگنزار (به جای سسک تالابی راهراه)، سسک شکیل (به جای سسک دمدراز)، سسک بیدی کوچک (به جای سسک کوچک)، توکای پهلوسرخ (به جای توکای بالسرخ)، کوکوی ابلق (کوکوی تاجدار)، سسک خوشصدا (سسک ساوی)، سسک درختی زرد (سسک درختی لیمویی)، دمجنبانک شکمزرد (دمجنبانک معمولی)، پیپت دشتی (به جای پیپت خاکی)، پیپت پادراز (به جای پیپت ریشارد)، پیپت شکمنخودی (پیپت تالابی پاقهوهای) و گنجشک خانگی (به جای گنجشک معمولی).

 

18-   در مورد سهره زرد (سهره زرد سرسیاه)، لازم به توضیح است که گونههای سهره سبز و سهره دمگاهزرد نیز دارای بدن زردرنگ میباشند. افزودن نام سرسیاه به سهرهزرد، در تشخیص سریع این گونه به پرندهنگران جوان کمککننده است.

 

19-   در مورد گونهای به نام سسک گل، لازم به یادآوری است که این گونه به یاد مرحوم امیر طالبی گل که بلافاصله پس از ثبت این گونه، جان خود را از دست دادند!، نامگذاری شده است. نام جایگزین آن سسک پالاس است.

 

20-   در مورد کوکوی سیاه (کوکوی آسیایی یا کوئل)، لازم به یادآوری است که نباید فراموش کرد که بر اساس رکوردهای قدیمی، در سالهای اخیر گونهای به نام کوکوی شرقی به لیست پرندگان ایران اضافه شده است. بنابر این برای تفکیک سریع این گونهها، نام کوکوی سیاه بر نامهای دیگر اولویت دارد.

 

21-   در مورد جابجایی نامهای قبلی سهره دمگاهسفید (سهره پشتخاکستری) و سرسیاه، هیچکدام در تشخیص سریع پرنده این دو گونه، کمککننده نبودند اما نام های جدید سهره سرسیاه برای  Bullfinch و دمگاه سفید برای  Brambling (از کتاب آقای دکتر منصوری) در شناسایی این دو گونه کمککننده و مورد پذیرش هستند.

 

22-   در مورد پرستودریایی تُکزرد (پرستودریایی بدصدا)، کلمه "بدصدا" گویای خصوصیتی ویژه برای این گونه که متفاوت از بقیه پرستوهای دریایی دیگر باشد نبود اما  واژه تُکزرد بیانکننده خصوصیتی خاص در میان پرستوهای دریایی دیگر میباشد.

 

23-   در مورد منشاء نام کوکر باید اشاره کرد که کُوکَر تنها در مناطق شمالی استان فارس استفاده میشود که کُو یعنی کوه و کَر هم یعنی پرندهای که نمیشنود. در مورد نامهای دیگر این گروه از پرندگان، لازم به یادآوری است که در مناطق جنوبی استان فارس و بسیاری از مناطق جنوب کشور از جمله سیستان و کرمان با نام چُکور معروف هستند که ظاهرا مرتبط با نام انگلیسی کبک می‌‌باشد. تصور میشود که باقرقره، اکنون دیگر یک واژه فارسی است که به گروه خاصی از پرندگان گفته میشود (اگرچه ریشه در زبان ترکی هم دارد). بنابر این اگر بخواهیم یک نام فارسی مناسب (از میان زبانها و لهجههای مختلف ایران) انتخاب کنیم، پیشنهاد می‌شود که با نظر گرفتن همه جوانب، نام باقرقره بر نام کوکر اولویت قرار گرفته و نام کُوکَر در داخل پرانتز قرار گیرد.

 

ج- اصلاح نامهای فارسی

24-   برای خوتکای هندی (و همچنین نامهای غاز کوتوله هندی و خوتکاغاز)، که هیچ کدام تداعیکننده خصوصیات این گونه نبودند. بنابر این نام "خوتکای گردنسفید (خوتکای هندی)" در نظر گرفته شده است.

 

25-   در مورد اگرتها، به جز اگرت کوچک در نام انگلیسی بقیه گونهها از واژه Heron استفاده شده است. بنابر این میتوان از همان واژه حواصیل استفاده کرد: اگرت بزرگ (حواصیل سفید بزرگ)، اگرت (حواصیل) کوچک و اگرت ساحلی (حواصیل ساحلی).

 

26-    عقاب خاکی (یا عقاب دشتی) که نباید با عقاب صحرایی اشتباه شود!، هنوز دارای نام مناسبی نیست. در مورد این گونه خاص احتمالا عقاب بلوچی نام مناسبی خواهد بود اما قبول چنین اسمی، از همان نام عقاب خاکی استفاده می­شود.

 

27-   در مورد دو گونه سنقر تالابی، با توجه به اینکه اخیرا گونه سنقر تالابی شرقی به لیست پرندگان ایران اضافه شده است، توصیه می‌شود که برای گونه قبلی از سنقر تالابی معمولی و گونه جدید با نام سنقر تالابی شرقی نامیده شود. 

 

28-   در مورد Sociable Lapwing، نام‌های خروس کولی دشتی، خروس کولی اجتماعی یا خروس کولی شکمسیاه به کار برده شده بودند (نام خروس کولی شکمسیاه ممکن است با نام گونه خروس کولی سینهسیاه دچار تداخل شود). هیچکدام از این نامها به نامی مناسب و رایج تبدیل نشدند. با توجه به کمیاب بودن این گونه، و برای تشخیص سریعتر این گونه در شرایط صحرایی و ثبت درست اطلاعات این گونه نام خروس کولی ابروسفید در نظر گرفته شد و نام اجتماعی هم که ترجمه نام انگلیسی است در داخل پرانتز آورده می­شود "خروس کولی ابروسفید (اجتماعی)".

 

29-   برای سلیم کوچک، با توجه به تعدد گونههای سلیم و حضور گونههای سلیم طوقی کوچک، سلیم شنی کوچک پیشنهاد میشود که برای تشخیص و ثبت سریعتر این گونه، نام سلیم طوقی پاسیاه به کار برده شود.

 

30-   بر اساس نامهای قبلی آبچلیک خالدار برای Wood Sandpiper و آبچلیک دودی برای Spotted Redshank به کار رفته بود که از نظر مورفولوژی درست بود یعنی خصوصیت ویژه Wood Sandpiper  خالدار بودن آن است که از این لحاظ نام آن کاملا درست بود. به هر حال در نامگذاریهای جدید، بر اساس نام انگلیسی این نامها جابجا شدند یعنی آبچلیک خالدار برای Spotted Redshank و آبچلیک دودی برای Wood Sandpiper به کار رفت. متاسفانه این جابجاییها منجر به بروز سردرگمی شده است. لذا برای رفع این مشکل نامهای فارسی هر دو گونه اصلاح شدند. بدین ترتیب که در نام فارسی پیشنهادی هر دو گونه آبچلیک خالدار خواهند بود چون یکی بر اساس مورفولوژی واقعا خالدار است Wood Sandpiper و دیگری بر اساس نام انگلیسی خالدار خوانده میشود Spotted Redshank. برای تفکیک این دو گونه به خصوصیت رنگ پا توجه شد که یکی پاسرخ است و در نام انگلیسی آن نیز اشاره شده است Spotted Redshank و دیگری پاسبز Wood Sandpiper است. بنابر این با این پیشنهاد، مشکل تفکیک نامها و تشخیص گونهای نیز حل خواهد شد.

 

31-   در مورد نام گونه Bridled Tern نام پرستودریایی پشتدودی مناسب است.

 

32-   در مورد قمری سرخ (یاکریم طوقی)، با توجه به این که این گونه دارای نیمطوق پشت گردن است، جزء یاکریم محسوب میشود. همچنین با توجه به این که قسمت اعظم بدن این پرنده به رنگ سرخ میباشد. بنابراین پیشنهاد میشود به جای استفاده از دو نام یاکریم طوقی و قمری سرخ، نام ترکیبی "یاکریم سرخ" پیشنهاد میشود. بدین ترتیب، شنونده، بلافاصله پس از شنیدن نام یاکریم سرخ، به یاد نیمطوق پشت گردن و رنگ سرخ این پرنده میافتد.

 

33-             در مورد نام فارسی قمری ناماکوآ، نام قمری دمدراز مناسبتر است.

 

34-   جغد برفی (بوف برفی)، در حال حاضر نام جغد برفی رایج­تر است.

 

35-   در مورد چرخ ریسک خزری (چرخ ریسک ایرانی!)، چون این گونه در جنگلهای خزری زیست می کنند که تا کشور آذربایجان هم امتداد پیدا می کند، استفاده از نام ایرانی مناسب نمی باشد. انتخاب واژه هیرکانی که مطابق با زیستگاه و همچنین نام علمی این گونه است مناسب­تر است.

 

36-    در مورد زاغ (کلاغ) نوکسرخ و زاغ (کلاغ) نوکزرد، بهتر است که واژه کلاغ استفاده کرد، چون این گونه‌ها از لحاظ رفتار و زیستگاه بیشتر به کلاغها شبیه هستند تا زاغ‌ها.

 

37-   با مشاهده بوچانگای خاکستری در سالهای گذشته، نام گونه قبلی بوچانگا به "بوچانگای سیاه" تغییر و اصلاح گردید.

 

38-             با توجه به جدا شدن کلاغ شرقی Oriental Crow از Hooded Crow، و نام کلاغ جنگلی شرقی، مشکل تداخل اسمی به وجود آمده است. پیشنهاد میشود که برای Oriental Crow از نام کلاغ شرقی استفاده شود اما برای Jungle Crow (Large-billed Crow) از نام "کلاغ جنگلی نوک بزرگ" استفاده شود.

 

39-             برای چکاوک هندی، نام شنی که ترجمه نام انگلیسی این گونه است در داخل پرانتز آورده می­شود: "چکاوک هندی (شنی)".

 

40-   نام مناسب برای Brahminy Starling، سار تاج سیاه است. با توجه به اینکه این پرنده دارای کاکل سیاه در بالغین و تاج تیره در نابالغین است، نام سار تاج سیاه برای این گونه در نظر گرفته شد. لازم به یادآوری است که رنگ زیرتنه در این پرنده متفاوت است و علامت مشخصه ثابتی نیست.

 

41-   در مورد سسکهای نیزار (سسکهای تالابی)، وجه مشخصه سسکهای نیزار Reed Warblers، زندگی در میان نیزارها است، بنابر این بهتر است به این گروه از سسکها، به جای استفاده از نام سسک تالابی، سسک نیزار بنامیم (به جز سسک تالابی خاوری که زیستگاه آن منحصر به نیزار نیست و همان نام قبلی حفظ خواهد شد.

 

42-             دو گونه مگسگیر هندی و مگسگیر فیروزهای که در چند سال گذشته از ایران گزارش و ثبت شدهاند، به سرعت دچار تداخل اسمی شدهاند. بنابر این بر اساس ویژگی‌های مورفولوژیک و برای تفکیک سریعتر این دو گونه، برای Verditer Flycatcher نام مگسگیر فیروزهای و برای Black-naped Monarch نام مگسگیر کاکلسیاه انتخاب و مناسب در نظر گرفته شدند.

 

43-   درمورد مگسگیر ابلق باختری،  به نظر می رسد که با توجه به اینکه اکنون تنها یک گونه مگسگیر ابلق در ایران وجود دارد، میتوان واژه باختری را به راحتی حذف کرد.

 

44-   در مورد مگس‌گیر طوق‌سفید، نیم‌طوق‌دار از نیمه‌طوق‌دار بهتر است اما این نام را می توان به صورت کوتاهنر استفاده کرد و آن را "مگس‌گیر نیم‌طوق" نامید.

 

45-             در مورد مگسگیر هیمالیا، به نظر میرسد که مگسگیر ابروسفید هیمالیایی مناسبتر باشد.

 

46-    در مورد طرقه آبی (بنفش یا کبود)، چون بر اساس مدارک موجود، گونه‌ای دیگر با نام طرقه آبی آوازخوان از ایران ثبت شده است، واژه آبی از نام این گونه حذف شده است. همچنین کبود بودن رنگ کلی در این گونه، ویژگی خاص و منحصر به فرد برای این گونه است. بنابر این نام فارسی این گونه، "طرقه کبود (بنفش)" در نظر گرفته شد.

 

47-   گونههایی که داری چند اسم بوده و هیچکدام رایج نیستند نام مناسب ترکیبی استفاده خواهد شد: سسک دمگاه زیتونی شرقی (سسک دمگاه زیتونی، سسک شرقی)، چکچک ابلق دمسفید (چکچک دم سفید، چکچک ابلق سفید)، پرستوی دمگاهحنایی (به جای پرستوی دمگاهصورتی، پرستوی دمگاهخرمایی، چلچله دمگاهحنایی)، سهره ریز هندی (به جای سهره ریز، سهره هندی، مونیای هندی)، سهره نوکلاکی (به جای نوکلاکی سرخ و سهره سرخ برنجی).

 

48-   در مورد سسک چیف‌چاف، با توجه به فراوان بودن این گونه و راحتی استفاده از نامهای دوکلمهای و در عین حال کمیاب بودن گونه سسک چیفچاف هیمالیایی (سندی)، این نامها با همان شکل قبلی استفاده خواهند شد (سسک چیف‌چاف و سسک چیف‌چاف هیمالیایی).

 

49-   برای Green Warbler، نام فارسی سسک سبز بیدی در نظر گرفته شد (با توجه به کاربرد قبلی نام بیدی برای این گونه و وجود نام دوم قبلی Green Leaf Warbler). برای Greenish Warbler، نام فارسی سسک سبز زیتونی در نظر گرفته شد (با توجه به رنگ کلی این پرنده که به رنگ سبز زیتونی است و با توجه به اینکه رنگ بدن در این گونه تیره تر از گونه Green Warbler است).

 

50-   به منظور یکسان سازی نام فارسی با نام انگلیسی و جلوگیری از سردرگمی، تصمیم گیری شد که در مورد نام فارسی این گروه از پرندگان از نام انگلیسی تبعیت شود و برای همه Whitethroatها از نام مشترک گلوسفید استفاده شود (به علاوه، خصوصیت سفیدی گلو در این گونه ها ویژگی خاص در میان بقیه سسکها است). در مورد Common Whitethroat از نام "سسک گلوسفید معمولی" استفاده می شود. در مورد Lesser Whitethroat نام فارسی "سسک گلوسفید کوچک (نقابدار معمولی)" در نظر گرفته شد (بسیاری از افراد اکنون از این نام استفاده می کنند). در مورد Hume’s Whitethroat نیز از "سسک گلوسفید (نقابدار) هیوم" استفاده می شود. در مورد Desert Whitethroat نام فارسی "سسک گلوسفید بیابانی (نقابدار کوچک)" در نظر گرفته شد (برای متمایز نمودن آن از سسک بیابانی با سفید بودن گلوی آن). در مورد گونه Desert Whitethroat توجه شود که ما یک گونه دیگر به نام سسک بیابانی (Asian Desert Warbler Sylvia nana) نیز داریم که با توجه به اینکه هر دو سسک هستند و نام Desert در آنها مشترک است، باز هم امکان اشتباه در استفاده از نام فارسی آنها وجود دارد. به همین دلیل نام فارسی Asian Desert Warbler اصلاح شد و "سسک بیابانی کوچک (آسیایی)" برای آن در نظر گرفته شد (طول آن در حدود 5/11 سانتیمتر).

 

51-   در مورد نام فارسی خانواده Estrildidade، خانواده سهره ریز در نظر گرفته شد.

---------

نظرات  (۹)

۱۶ دی ۹۴ ، ۱۴:۱۸ حمیدرضا HamidReza رضایی REZAEI
با سلام به نظرم خیلی خوب است 
متاسفانه علی رغم تذکرات داده شده وجود مشکلات نامگذاری سلیقه ای که در سالهای اخیر سردرگمی زیادی را در علاقمندان مخصوصا جوانان ایجاد کرده است

من هم با این شیوه نامه شما موافق هستم
با سپاس 
رضایی
پاسخ:
جناب آقای دکتر رضایی، انشاء ا.. با کمک همه دوستان بتوانیم به یک جمع بندی مناسبی برسیم که حتی الامکان مورد توافق بیشتر دوستداران پرندگان ایران باشد.
۱۸ دی ۹۴ ، ۱۳:۱۶ جعفر غلامی
با سلام و خدا قوت
استانداردسازی نام پرندگان از مدتها پیش دغدغه بسیاری از پرنده شناسان بوده و باعث سردرگمی و اختلاف نظر شده، بنابراین با این شیوه کاملا موافق هستم
پاینده باشید
جعفر غلامی
۱۸ دی ۹۴ ، ۲۱:۵۹ علیرضا هاشمی
با سلام
هرچند هنوز همه نامهای حاضر در لیست را دقیق مطالعه نکرده ام اما با توجه به ارتباط  تلفنی و ایمیلی انجام شده باید عرض کنم در خصوص نام "باقرقره" این کلمه بنظر میرسد از زبان ترکی به معنی "سینه سیاه" یا "سینه کبود" برگرفته شده که بیشتر "باقرقره شکم سیاه" را مد نظر داشته است. حال فرض کنید مثلا بگوییم "باقرقره شکم سفید" این یعنی "سینه سیاه سینه سفید" که از پایه مایه ابهام است. نام "کوکر" احتمالا جالب تر است.

با احترام
علیرضا هاشمی

مدیر گروه پرنده شناسی و پرنده نگری طرلان

۱۹ دی ۹۴ ، ۰۸:۱۳ باقر نظامی
جناب دکتر خالقی زاده
باسلام
با شیوه هایی که ذکر شد بسیار موافق هستم
تغییر نامها موجب سردرگمی به ویژه دانشجویان درحال یادگیری شده. یکسان سازی و قرار دادن آن در این سایت میتواند بعنوان یک مرجع کمک زیادی باشد. علاوه بر آن قرار دادن نامهای مرتبط با سنت و فرهنگ، به شیوه ای که ذکر شد، در داخل پرانتز راهنمای خوبی به افراد غیرمتخصص و محیط بانان است که بصورت سنتی پرنده ها میشناسند.
خداقوت به حضرتعالی و همکاران عزیز
باقر نظامی
۱۹ دی ۹۴ ، ۱۵:۳۹ رمضانعلی قائمی

جناب آقای دکتر خالقی زاده  (گروه نامگذاری فارسی پرندگان ایران)

با سلام از نقطه نظرات سودمند دوستان استفاده نمودم همچنین برنامه اصلاحی در دست اقدام نام پرندگان ایران را مشاهده کردم، بسیار جالب بود. اینجانب از کسانی که تا کنون در این راه کوشش نموده اند و شما عزیزانی که برای رفع مشکلات اسامی موجود پرندگان اقدامات سودمندی را شروع نموده اید تشکر می نمایم. لازم است برای استاندارد سازی نام پرندگان به گونه ای فرصت داده شود تا از نقطه نظرات اندیشمندان و دیگر علاقمندان استفاده شود. در زیر چند مورد را برای تکمیل برنامه پیشنهاد می نمایم:

1-     بعضی از تغییر نامهای گذشته، بسیار خوب و بجا بوده است. ولی بسیاری از آنها علاقمندان را با مشکل مواجه نموده و اصلاح آنان ضروری است.

2-     بعضی از اسامی که پسوند غیر فارسی دارند نام مناسبی جایگزین و یا پسوند حذف شود مانند: حواصیل هندی، سهره مغولی، چاخ لق هندی، کاکائی اقیانوسی قطبی، خوتکای هندی، آکراس آفریقایی، کبوتر دریایی مدیترانه، مگس گیر هندی، کلاغ هندی، سسک سندی(هیمالیا)، چکاوک هندی، دارکوب سوری، سبزه قبای هندی، شبگرد مصری، کاکائی مدیترانه ای، درنای سیبری، کاکائی سیبری، کاکائی ارمنی و...

3-     با توجه به تغییرات اقلیمی و توسعه فعالیت های پرنده شناسی و همچنین مشاهده بعضی از پرندگان در نواحی مختلف ایران پیشنهاد می گردد،  پسوندهای جنوبی، شمالی، شرقی، غربی و نظایر آن حذف گردد.

4-     برای آشنایی بیشتر مردم به نامهای پرندگان ایران و با رعایت سنت و فرهنگ ایرانی نام های کوتاه که معرف یکی از مشخصات برجسته گونه باشد انتخاب و نام­ های فارسی و غیر فارسی رایج حفظ گردد.

5-     از نام های غیر جذاب پرهیز شود که در دستور کار گروه آمده است مانند: بد صدا، کله، و...

                                         با احترام رمضانعلی قائمی - مدیر انجمن پرنده شناسی هیرکانیا

۲۰ دی ۹۴ ، ۰۸:۳۵ آرش حبیبی آزاد

سلام آقای دکتر

نام هایی با پسوند کولی دارای غلط املایی است و صحیح آن " کلی" است

مثل کمر کلی یا خروس کلی

کل . [ ک ُ ] (اِ) خمیدگی . کوژی . کجی . انحناء. غوز. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : 
بدانگه که گیرد جهان گرد و میغ
کل پشت چوگانت گردد ستیغ.

کل ( Kol ) در زبان فارسی به معنی پشم یا پر برجسته است

و از این واژه است واژگانی مانند کاکل که هیچ وقت کاکول نوشته نمی شود

کاکل . [ ک ُ ] (اِ) موی میان سر پسران و مردان و اسب و استر و غیره باشد. (برهان ) (غیاث ) (مهذب الاسماء). موی تارک سر؛ از اینجهت تیری را که سرگذار باشد تیر کاکل ربا گویند. (چراغ هدایت ). مؤلف آنندراج آرد: اهالی مازندران در زمان غلبه ٔسادات زیدیه و حکمرانی آنان به اقتفای آنان سر نتراشیدندی و گیسو داشتندی امیر تیمور بعد از تصرف مازندران در میان سادات و مقلدین امتیازی خواست مقلدین که کاکل داشتند بتکاکله معروف و موسوم شدند. کاکل و زلف خاصه در ایران متداول است . به خراسان و خوارزم کاکل دارند و زلف ندارند. کاکل را پرچم و کلاله و کله نیز در پارسی استعمال کرده اند. (آنندراج ) : 
بلبل و سرو و سمن یاسمن و لاله و گل 
هست تاریخ وفات شه مشکین کاکل .

و یا واژه انگلیسی bobtail را بصورت سگ یا اسب دم کل ترجمه می کنند

در مورد خروس کلی که دلیل نامگذاری واضح است اما در مورد کمر کلی، کمر به معنی سنگ های بزرگ است و از آنجا که این پرنده معمولا بر بالای سنگ دیده می شود به برجستگی سنگ یا کاکل سنگ تشبیه اش کرده اند کما این که پرنده بازان بلبل سنگ هم می گویند

ارادتمند شما

حبیبی آزاد

۱۷ بهمن ۹۴ ، ۱۴:۴۴ کاوه فیض اللهی

درباره مورد 10

ضمن اینکه ظاهرا افراد نابالغ غاز خاکستری پای خاکستری دارند، قسمت دوم کلمه نه leg به معنای پا بلکه lag به معنای غاز برگرفته از صدایی است که انسان برای کیش کردن غاز از خود درمی‌آورد. در بعضی منابع نیز به معنای تاخیر آن در مهاجرت نسبت به گونه‌های دیگر آمده که چندان درست به نظر نمی‌رسد. بنابراین در نام انگلیسی گونه اساسا اشتباهی روی نداده است. 

پاسخ:
جناب آقای مهندس فیض اللهی

بسیار متشکرم از ارسال توضیحات تکمیلی شما.

۰۱ فروردين ۹۵ ، ۱۱:۲۹ امیر مهدی ابراهیمی

درباره مورد 10

دلیل نامگذاری اشتباه غاز خاکستری در زبان فارسی و در برخی منابع به نام غاز پا خاکستری نیز کلمه Lag به معنی تاخیر کردن و دیر رسیدن و اشتباه گرفتن آن با Leg به معنای پا می باشد پای این پرنده صورتی رنگ و در نابالغ ها نیز صورتی است که در منابع معدودی صورتی مایل به خاکستری ذکر شده است که شاید منظور تیره تر بودن این رنگ صورتی نسبت به بالغ هاست و اگر نه رنگ پای نابالغ این پرنده نیز همانگونه که در برخی منابع بسیار معتبر تصویر آن نیز آمده توجه شود ملاحظه می شود که رنگ پاها به رنگ صورتی می باشد بنابراین نامیدن این غاز با نام غاز پا خاکستری به هیچ وجه درست نبوده و کاملاً اشتباه می باشد.

سلام
چرا پرنده کاکایی به این اسم نام گداری شده
سپاس

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی