کمیته ثبت پرندگان ایران Iran Bird Records Committee

جمع آوری، ساماندهی و انتشار ثبت گونه های جدید و پرندگان کمیاب ایران To collate, ratify and publish bird records on Iranian rarities

کمیته ثبت پرندگان ایران Iran Bird Records Committee

جمع آوری، ساماندهی و انتشار ثبت گونه های جدید و پرندگان کمیاب ایران To collate, ratify and publish bird records on Iranian rarities

طبقه بندی موضوعی

توضیحات تکمیلی در مورد نامهای استپی، صحرایی و دشتی

Additional notes on terminology of Steppe

 

یکی از نکات لازم در کاربرد نامهای فارسی، این است که نامهای فارسی باید مورد تأیید متخصصین زبان فارسی نیز باشد. یکی از دغدغه های هر شخصی، حفظ هویتهای ملی اعم از سرزمین، طبیعت، فرهنگ و ادبیات آن کشور است. در مورد فرهنگ و ادبیات، حفظ زبان، رسم الخط و واژگان آن و رعایت دستور زبانی از مؤلفه های مهم آن هستند. البته در همه زبانها، نام جغرافیایی مکانها و شخصیتها عمدتاً دارای واژگان و تلفظ یکسانی هستند که با رسم الخط مختلف نوشته می شوند. طبیعتاً در زبان فارسی نیز، استفاده از این نامها با رسم الخط فارسی منعی ندارد. چنانچه برای چیزی یا مفهومی، نامی فارسی وجود داشته باشد، ما مجاز به نوشتن نام انگلیسی یا خارجی با رسم الخط فارسی نیستیم. به هر حال، گاهی به دلیل نیاز یک زبان به یک یا چند واژه خاص که قبلاً در آن زبان وجود نداشته است یا پاسخگوی نیاز فرهنگی آن جامعه نبوده است، واژگان بیگانه از زبان دیگر قرض گرفته می شود و کم کم بخشی از واژگان زبانی جامعه پذیرنده آن واژه می شود که به آن گرته برداری می گویند. در حقیقت، از نظر ادبیات فارسی، گرته برداری اسامی از زبانهای دیگر تنها در موارد خاص مجاز است (در عین حال، میزان آن باید محدود باشد).

 

از دیدگاه بیومهای کره زمین

روی کره زمین چندین بیوم متفاوت وجود دارد که از عرضهای شمالی به نام توندرا، تایگا، جنگلهای سوزنی برگ (همیشه سبز)، جنگلهای پهن برگ (خزان کننده)، استپ (علفزار و بوته زار)، بیابان و جنگلهای استوایی (بارانی) هستند. در کتابهای قدیمی جغرافیا برای منطقه استپی دنیا، از نام علفزارهای منطقه معتدله استفاده می شد که معادل مناطق استپی دنیا بود و از شرق اروپا تا شرق چین را بر می گیرد و بخش مرکزی ایالات متحده آمریکا نیز دارای چنین زیستگاهی است. در این بیوم، عمدتاً هم زمینهای صاف و هموار و دشتهای بزرگ وجود دارد و مناطق تپه ماهوری را نیز در بر می گیرد. این بیوم، از نظر پوشش گیاهی نیز ممکن است به صورت علفزار متراکم یا دارای پوشش گیاهی پراکنده و خاک نیمه لخت باشند. گاهی نیز درخت یا درختچه به صورت پراکنده وجود دارد. در متنهای علمی و تخصصی، برای بیان نوع بیوم، زیستگاه و پوشش گیاهی آن، در حال حاضر عمدتاً از همان واژه استپی استفاده می شود.

 

از دیدگاه زیستگاههای ایران و پوشش گیاهی

از نظر نقشه پوشش جنگلها و مراتع، به جز نواحی جنگلی هیرکانی، زاگرسی و جنوب کشور، بیشتر مناطق ایران از پوشش استپی است که در این نقشه های با عنوان مراتع یاد می شود. اصولاً کاربرد واژه مرتع و مراتع، توام با واژه های مرتعداری، تولید علوفه و دام است و تفکر بهره برداری از این نوع زیستگاه است که واژه مناسبی برای مناطق بکر دیدگاه محیط زیست و حفاظت حیات وحش نیست بلکه خود یکی از تعارضات مهم موجود در مورد حفاظت حیات وحش کشور است.

 

در منطقه خاورمیانه و ایران پنج منطقه رویشی وجود دارد: 1- منطقه اروپا-سیبری، منطقه مدیترانه ای، 3- منطقه ایران-تورانی، 4- منطقه صحرا-عربستان، 5- منطقه سودان-زامبزین (Zohary 1981).

به بیانی دیگر، در جنوب غرب آسیا پنج واحد جغرافیایی وجود دارد: 1- منطقه هیرکانی و قفقاز (ارسباران و جنگلهای شمال کشور)، 2- منطقه ایران-آناتولی و ایران-تورانی (بخش اعظم ایران)، 3- منطقه نوبوسندی (جنوب ایران و سیستان و بلوچستان)، منطقه صحرا-عربستان (خوزستان).

 

واحدهای گیاهی ایران را می توان به ده نوع تقسیم بندی کرد:

  1. جنگلهای انبوه (هیرکانی، مانگرو)
  2. درختزارها (سوزنی برگان همیشه سبز، درختزارهای شبه ساوان)
  3. خلنگ زارها (همیشه سبز سوزنی برگ، پهن برگ سردسیری، خشکی پسند، نیمه کویری)
  4. خلنگ زارهای پاکوتاه
  5. اجتماعات علفزار زمینی
  6. علفها و گونه های نیمه چوبی تالابها
  7. اجتماعات گیاهی یکساله
  8. رویشهای تپه ای ماسه ای
  9. کویرها
  10. توده های گیاهی منطقه آلپی (ولفگانگ فری و ویلفرید پروبست) (از کتاب پوششهای گیاهی ایران، هنریک مجنونیان، 1378).

 

از دیدگاه نوع زیستگاههای ایران، در حقیقت، به جز مناطق جنگلهای هیرکانی و زاگرسی، کوهستانهای صخره ای و همچنین اگر زیستگاههای تالابی و بیابانهای خشک را در نظر نگیریم، بقیه مناطق کشور یعنی بخش وسیعی از پوشش گیاهی ایران نیز در منطقه رویشی ایران-تورانی قرار دارد. در ارتباط با پوشش گیاهی در این منطقه، در گذشته از واژه های علفزار، خلنگ زار، بوته زار و درختزار استفاده می شد. واژه خلنگ زودتر از بقیه این کلمات مورد اشاره حذف شد. سه واژه دیگر هنوز در سطح وسیعی مورد استفاده قرار می گیرند. موضوعی که مهم است این است که بخش وسیعی از کشور که در منطقه رویشی ایران-تورانی قرار دارد، دارای هر سه نوع این پوششهای گیاهی است و به ترکیب همه این سه نوع زیستگاه، استپ گفته می شود. همان طور که در بالا دیده می شود، نوع پوشش گیاهی صحرا به نوعی پوشش گیاهی بیابانی و نیمه بیابانی در شبه جزیره عربستان و همچنین در قاره آفریقا اطلاق می شود و متفاوت از نوع پوشش گیاهی استپی است. در ایران، به دلیل اینکه بخش وسیعی از کشور استپی است و کاربرد زیاد آن در منابع علمی و تخصصی، نام و اصطلاح استپی، به تدریج در حال رواج بیشتری است.

 

از دیدگاه فرهنگی-ادبی

از دیدگاه تاریخی و فرهنگی-ادبی، چندین واژه مرتبط با معنی واژه استپ هستند که در زبان فارسی استفاده شده اند: الف- در معنی عام: صحرا، دشت، دمن؛ ب- در معنی خاص: خلنگ زار، بیشه زار، بوته زار، علفزار، مرغزار (و نیز راغ)، چمنزار و سبزه زار.

 

در فرهنگ دهخدا؛ خلنگ زار به معنی زمین پرخس و خار، خارستان آمده است و خلنگ گیاهی است به صورت درخت یا درختچه و نوعی از آن علفی است.

در فرهنگ معین؛ برای مرغزار آمده است: سبزه زار، چمنزار.

در فرهنگ معین؛ علفزار، زمینی است که بر آن علف خودرو روییده است.

در منابع مختلف؛ علفزار به معنی چمنزار، سبزه زار و چراگاه است.

همچنین برای بوته زار آمده است: بیشه زار، مرغزار، علفزار، مرتع و نیز آمده است: ناحیه ای که با بوته، خار یا زمین جنگلی پوشیده شد.

 

در فرهنگ دهخدا: صحرا به معنی دشت، دشت هموار، دشت فراخ و بی گیاه، بیابان، بر و هامون آمده است. واژه صحرا در اصل ریشه عربی دارد و با توجه به موقعیت کشورهای عربی، عمدتاً به صورت بیابانی و نیمه بیابانی هستند اما در زبان فارسی، بیابان و کویر خود واژه های جداگانه و مستقلی هستند. بنابر این صحرا در زبان فارسی دچار تغییر معنی شد و واژه صحرا به طور عام به مناطق هموار و نیز تپه ماهوری دارای پوشش گیاهی کم تا زیاد اطلاق می شود و گاهی نیز به معنای زمینهای صاف و هموار و وسیع که در مناطق خشک بدون گیاه است.

 

صحرا در اشعار شاعران ایرانی

در اینجا به چند بیت از اشعار شاعران فارسی که به صحرا در معنی مرتبط به طبیعت اشاره کرده اند، ارائه می شود.

 

رخ سبز صحرا بخندید خوش
چو بر وی سیاه ابر بگریست زار

شادی بدین بهار چو می بینی
چون بوستان خسرو صحرا را (ناصرخسرو)

 

سپاهی که صحرا و دریا و کوه
شد از نعل اسبان ایشان ستوه

بتابید صحرا و هامون و دشت
تو گفتی که آتش از او درگذشت (فردوسی)

 

صحرای سنگ روی و که سنگلاخ را
از سم آهوان و گوزنان شیار کرد (فرخی)

 

آهو همی گرازد گردن همی فرازد
گه سوی کوه تازد گه سوی راغ و صحرا (کسائی)

 

بر که و بالا چو جه همچون عقاب اندر هوا
بر تریوه راه چو جه همچو بر صحرا شمال (شهید بلخی، از لغت فرس)

 

در متنهای ادبی، اگر دریا و زیستگاههای آبی را جدا در نظر بگیریم، واژه های زیر با ترکیب واژه صحرا استفاده می شوند که گاه به صورت مقابل هم و گاه به صورت مکمل هستند.

 

کوه و دشت در مقابل هم

کوه و صحرا در مقابل هم

دشت و صحرا به صورت مکمل هم

دشت و دمن (دامنه کوه) به صورت مکمل هم

 

کاربرد واژه استپ در ابیات شاعران فارسی دیده نشده است.

 

لازم به یادآوری است که در فارسی سره، به جای صحرا، از «دشت و دمن» استفاده می شود.

 

واژه استپ در ادبیات فارسی

واژه استپ، ظاهرا واژه اسلاو است و در زبان روسی از آن زیاد استفاده می شد. به تدریج این واژه وارد زبان انگلیسی شد و رواج پیدا کرد.

در فرهنگ شش جلدی معین (1371)؛ برای معنی استپ آمده است: زمین مسطح و پهناور علفزار، جلگه بزرگ علفزار.

از طرف فرهنگستان فارسی نیز، واژه «سبزدشت» برای جایگزین فارسی استپ معرفی شده است. تاکنون استفاده از این واژه، دیده نشده است.

معنی اشاره در این دو منبع، به دلیل وجود دشتهای وسیع و پوشیده از پوششهای گیاهی متراکم و تنک، تاحدودی درست است اما آنچه که در این دو منبع دیده نمی شود، زمینهای تپه ماهوری و دامنه مناطق کوهپایه ای است. این نوع زمینها، بخشهای وسیعی از منطقه بزرگ استپی در ایران و سایر کشورها را شامل می شود.

 

کاربرد واژه های استپی، صحرایی و دشتی برای نام پرندگان و پستانداران ایران

 

برای نامگذاری پرندگان و پستانداران، تاکنون از هر سه واژه استپی، صحرایی و دشتی استفاده شده است.

برای تعیین معادل فارسی واژه steppe، ابتدا در سال 1355، در کتاب راهنمای پستانداران ایران نوشته هرینگتون و دره شوری (1355) صفحه 36، برای نام فارسی گونه Steppe Cat، از نام فارسی گربه دشتی استفاده شد. بنابر این، ابتدا از واژه دشتی برای معادل واژه انگلیسی steppe بود. این نام بر اساس نام قبلی انگلیسی این گونه به کار رفته بود، در حالی که نام انگلیسی آن بعداً به گربه پالاس تغییر یافت و به پیروی از آن، برای نام فارسی این گونه نیز از معادل نام انگلیسی آن، یعنی گربه پالاس استفاده شد.

در مورد پرندگان، نام فارسی گونه هایی که در نام انگلیسی آنها، واژه Steppe به کار رفته است، می توان به نام دو گونه از پرندگان ایران اشاره کرد.

عقاب صحرایی (استپی) (Steppe Eagle)

این گونه تا دو دهه پیش جزء گونه عقاب دشتی (خاکی) و با هم یک گونه محسوب می شدند. با تفکیک آن به عنوان Steppe Eagle، ابتدا در کتاب حیات وحش ایران (فیروز، 1379) با نام عقاب استپی آورده شد. پس از برگزاری جلسات متعدد در مورد نامگذاری پرندگان در دهه 1370 شمسی، در اوایل دهه 1380 شمسی، با توافق پرنده شناسان آن زمان نام عقاب صحرایی برای آن برگزیده شد (دانشنامه پرندگان، ادهمی 1384، Scott & Adhami 2006، منصوری 1392). پراکنش جهانی جوجه آوری این گونه از رومانی و از جنوب روسیه تا مغولستان است. پرندگان اروپا و آسیای میانه در آفریقا و پرندگان مناطق شرقی در شبه قاره هند زمستانگذرانی می کنند. با توجه به کاربرد زیاد این نام در گذشته و گستره وسیع پراکنش زیستگاه جوجه آوری و زمستانگذرانی (اعم از استپ، نیمه بیابانی و بیابانی)، پیشنهاد می شود که نام عقاب صحرایی، همچنان با عنوان نام قبلی این گونه حفظ شود و می توان از نام استپی نیز به عنوان نام جایگزین در داخل پرانتز استفاده کرد.

 

سنگ چشم خاکستری دشتی (استپی) (Steppe Grey Shrike)

این گونه تا دو دهه گذشته، جزء گونه سنگ چشم خاکستری بزرگ بود. با جداشدن آن به عنوان گونه مستقل، نام فارسی سنگ چشم خاکستری دشتی برای آن پیشنهاد شد (مشابه گربه دشتی یا پالاس) و بیش از یک دهه مورد استفاده قرار گرفت (Scott & Adhami 2006). در کتابهای حیات وحش ایران (فیروز 1379) و راهنمای پرندگان ایران (منصوری 1392)، این گونه مستقل نشده اند و نام فارسی ندارند. با توجه به زیستگاه اصلی این گونه که در دشتهای آسیای میانه است و شمال ایران و چین است، پیشنهاد می شود که همان نام قبلی دشتی، برای نام فارسی این گونه حفظ شود و می توان از نام استپی نیز به عنوان نام جایگزین در داخل پرانتز استفاده کرد.

 

نام فارسی دو زیرگونه از پرندگان ایران

در ماههای اخیر، به موضوع زیرگونه های پرندگان ایران توجه بیشتری شده است. در دو زیرگونه از پرندگان کنونی ایران که گاهی به عنوان گونه مستقل مطرح می شوند، برای نام انگلیسی آنها از واژه Steppe استفاده شده است.

  1. Steppe Buzzard Buteo buteo vulpinus

در میان زیرگونه های سارگپه معمولی، تنها این زیرگونه مهاجرت طولانی دارد. همچنین، این زیرگونه با وجود نشان دادن اختلافات مورفولوژیک و اندازه کوچکتر جثه، گاهی به عنوان گونه جداگانه مطرح می شود ولی اکنون در بیشتر چک لیستهای دنیا جزئی از گونه سارگپه معمولی است. این زیرگونه با زیرگونه دیگر یعنی Buteo buteo menetriesi یک گروه زیرگونه ای حنایی رنگ از گونه سارگپه معمولی را تشکیل می دهند. منطقه جوجه آوری این زیرگونه از شرق سوئد، فنلاند، استونی، بلاروس، اوکراین و قفقاز تا شمال قزاقستان، قیرقیزستان، روسیه و آلتای، سیبری، تیان شان (چین) و غرب مغولستان است. بخش عمده منطقه زمستانگذرانی این زیرگونه در شرق و جنوب قاره آفریقاست. البته بخش بزرگی از ایران و جنوب غرب آسیا نیز منطقه زمستانگذرانی این زیرگونه است. با توجه به شباهت این گونه به عقاب صحرایی از لحاظ زیستگاه و رفتار و همچنین عمومی تر بودن واژه صحرا در فارسی برای چندین نوع زیستگاه نسبت به زیستگاه خاص استپی، برای این زیرگونه نیز، نام «سارگپه صحرایی (استپی)» پیشنهاد می شود.

 

  1. Steppe Gull Larus fuscus barabensis

این زیرگونه یکی از زیرگونه های پشت سیاه کوچک است، بنابراین برای بیان نام گونه، می توان از نام عمومی گونه، یعنی کاکایی پشت سیاه استفاده می شود. زیستگاه اصلی جوجه آوری این زیرگونه، دریاچه های استپی از جنوب غرب سیبری و از اورال تا منطقه اومسک و همچنین شمال قزاقستان است. منطقه زمستانگذرانی این زیرگونه، هنوز به طور کامل شناخته شده نیست. در حال حاضر، مناطق زمستانگذرانی این زیرگونه، از شمال غرب هند تا خاورمیانه، در محدوده خلیج فارس است و جنوب شبه جزیره عربستان است. بنابر این، برای نام تعیین کننده زیرگونه به محدوده جغرافیایی اصلی و موقعیت محلهای جوجه آوری این زیرگونه اشاره و معادل نام انگلیسی آن، یعنی «کاکایی {پشت سیاه} استپی» پیشنهاد می شود.

 

کتابهای راهنمای صحرایی و میدانی

در گذشته، چندین کتاب با نام راهنمای صحرایی، به ویژه برای پستانداران و پرندگان چاپ شده است که به جای واژه انگلیسی field استفاده می شد. البته در سالهای اخیر، واژه صحرایی با واژه میدانی در حال جایگزین شدن است که به نظر می رسد انتخاب مناسبی است.

 

 

کوتاه سخن

کوتاه سخن اینکه، نام استپی بیشتر در منابع علمی و در مورد نوع بیوم، زیستگاه و پوشش گیاهی خاص استفاده می شود. در گذشته، از دو واژه صحرایی و دشتی برای نام فارسی گونه های پرندگان و پستانداران که دارای نام انگلیسی Steppe بودند، استفاده شده بود. به بیانی بهتر، می توان گفت که در زمان استفاده از واژه استپی، اگر منظور یکی از بیومها در محدود جغرافیایی خاص دنیا، از شرق آسیا تا شرق اروپا باشد (البته در گذشته برای آن از علفزار معتدله استفاده می شد) یا یکی از زیستگاه های خاص (با پوشش گیاهی علفی، بوته ای و درختان یا درختچه های پراکنده باشد)، می توان از واژه استپ استفاده کرد چون واژه جایگزین مناسب برای معنی ترکیبی این نوع زیستگاه در فارسی وجود ندارد. در صورتی که نوع زیستگاه مورد نظر فراتر از یک زیستگاه با پوشش گیاهی خاص باشد، در فارسی می توان از واژه صحرا و دشت استفاده کرد. با توجه به توضیحات بیان شده برای هر یک از چهار گونه و زیرگونه از پرندگان ایران که در نام انگلیسی آنها از واژه استپ استفاده شده است، نام فارسی آنها عبارتند از:

عقاب صحرایی (استپی)

سارگپه صحرایی (استپی)

سنگ چشم خاکستری دشتی (استپی)

کاکایی {پشت سیاه} استپی

-----

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۸/۰۸/۱۳
ابوالقاسم خالقی زاده رستمی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی