کمیته ثبت پرندگان ایران Iran Bird Records Committee

جمع آوری، ساماندهی و انتشار ثبت گونه های جدید و پرندگان کمیاب ایران To collate, ratify and publish bird records on Iranian rarities

کمیته ثبت پرندگان ایران Iran Bird Records Committee

جمع آوری، ساماندهی و انتشار ثبت گونه های جدید و پرندگان کمیاب ایران To collate, ratify and publish bird records on Iranian rarities

طبقه بندی موضوعی

۳۲ مطلب با موضوع «Nomenclature» ثبت شده است

تکمیل نام فارسی شاهین معمولی

Persian name of Barbary Falcon

 

تاکنون برای نام فارسی Barbary Falcon از نام عام "شاهین" استفاده می شد که در برخی از موارد نارسا بود. در سالهای اخیر برخی از پرنده­نگرها از نام شاهین پشت گردن سرخ Red-naped Falcon استفاده کرده بودند. با توجه به اینکه، این نام انگلیسی تنها برای یکی از زیرگونه های Barbary Falcon استفاده می شود، به نظر می رسد که استفاده از نام این زیرگونه برای خود گونه مناسب نباشد و موجب سردرگمی تعیین گونه و زیرگونه خواهد شد. همچنین در برابر پرسش بسیاری از عزیزان که خواهان نام فارسی مناسب برای Barbary Falcon بودند، متاسفانه تاکنون نام مناسبی پیشنهاد نشده بود. بنابر این، برای تعیین نام فارسی دقیق این گونه (Barbary Falcon)، پیشنهادهای مختلف بررسی شد و در نهایت ، با توجه به جمعیت مناسب این گونه نسبت به گونه های دیگر شاهین در ایران، واژه معمولی برای تکمیل نام فارسی این گونه انتخاب شد.  بنابراین، با افزودن واژه معمولی در انتهای نام فارسی این گونه، نام این گونه کاملتر شده و برای بیان دقیق این گونه، به صورت "شاهین معمولی" نوشته خواهد شد.

-----

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ آبان ۹۸ ، ۰۸:۲۶
ابوالقاسم خالقی زاده رستمی

اصلاح نام فارسی زنبورخوار ایرانی (گلوخرمایی)

Persian name of Blue-cheeked Bee-eater

در نام علمی این گونه از  نام قدیمی ایران یعنی پرشیا M. persicus استفاده شده است. همچنین در منابع متعدد و حتی در برخی از چک لیستهای کنونی در نام انگلیسی آن از Persian Bea-eater استفاده شده است. بنابر این، نام زنبورخوار ایرانی بر نام گلوخرمایی ترجیح داده شده و نام گلوخرمایی در داخل پرانتز نوشته خواهد شد. نام فارسی این گونه، به صورت زنبورخوار ایرانی (گلوخرمایی) نوشته خواهد شد.

-----

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ آبان ۹۸ ، ۱۳:۳۸
ابوالقاسم خالقی زاده رستمی

تکمیل نام فارسی سسک بیدی معمولی

Persian name of Willow Warbler

در ایران چندین گونه سسک وجود دارد که در آنها از واژه بیدی استفاده شده است: سسک بیدی، سسک بیدی کوچک و سسک سبز بیدی. بر همین اساس، به نظر می رسد که دیگر کاربرد نام سسک بیدی یک اسم عام تلقی می شود و ممکن است گنگ بوده، برای تعیین دقیق گونه مناسب نباشد. به همین دلیل با توجه به فراوانی سسک بیدی Willow Warbler در ایران، با افزودن واژه معمولی در انتهای نام فارسی این گونه، نام این گونه کاملتر شده و برای بیان دقیق این گونه، به صورت سسک بیدی معمولی نوشته خواهد شد.

-----

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ آبان ۹۸ ، ۱۳:۳۳
ابوالقاسم خالقی زاده رستمی

توضیحی در مورد نام مچ پا و تارسوس

A note on tarsus

 

تهیه کننده: ابوالقاسم خالقی زاده

زمان: آبان 1398

 

در پای پرندگان، علاوه بر داشتن ران و ساق پا که همانند پستانداران و سایر مهره داران است، بخشی از استخوانهای کف پا تغییر ماهیت داده اند و با جوش خوردن به یکدیگر و بلند شدن و در امتداد قرار گرفتن با استخوانهای ساق و ران، به راه رفتن پرندگان کمک می کنند.

در کتابهای انگلیسی راهنمای شناسایی پرندگان، برای بیان ویژگیهای ظاهری و بیرونی این بخش از بدن (رنگ و کلفتی)، از خود واژه پاها (legs) استفاده می شود. در منابع فارسی نیز، برای بیان این بخش از پا، عمدتا از واژه پا استفاده می شود.

در منابع فارسی، برای بیان دقیقتر و تفکیک این بخش پا از بخشهای دیگر پا، از واژه های گوناگونی استفاده کرده اند. در کتاب زیست شناسی جانوری (دکتر امین و دکتر شکوهی نژاد، 1363) از این استخوان با نام کف پا یاد شد. برخی از مولفین از واژه ساق پا، استفاده کردند که از لحاظ علم تشریح (آناتومی) بدن، این نام منطبق با بقیه مهره داران نیست. در سالهای گذشته، برخی از مولفین نیز از واژه مچ پا استفاده کرده اند. این واژه در کتاب زیست شناسی مهره داران (دکتر ابراهیم نژاد، 1378) و سپس در کتاب پرنده های شکاری (بختیاری، 1393) استفاده شد. در برخی منابع فارسی نیز، گاهی از واژه تخصصی تارس (کتاب کلیات پرنده شناسی، منصوری 1369) یا تارسوس (کتاب اطلس پرندگان ایران، کابلی و همکاران، 1395) استفاده شد. در کتاب پرندگان ایران (مبصر، 1395) هم از "ساق پا/مچ پا" استفاده شد. بر این اساس، تاکنون نام واحدی برای این بخش از پا وجود نداشت.

باید یادآور شد که اصولا واژه تارسوس بیشتر در بحثهای استخوان شناسی به کار می رود و برای بیان دقیقتر اینکه کدام بخش از بخشهای استخوان پا است، استفاده می شود. در استخوانهای پای پرندگان، دو استخوان وجود دارد: tibiotarsus (که به استخوان ساق پا گفته می شود) و tarsometatarsus (که به استخوان بلند مچ پا در پرندگان گفته می شود). بنابر این، خود واژه تارسوس نیز برای بیان دقیق این که تارسوس به کدام بخش از پا ارجاع می دهد، نارسا است.

به نظر می رسد که در حال حاضر، تنها واژه "مچ پا"، بهترین نام برای به کار بردن در مورد بخشی از پا که بین استخوان ساق پا و انگشتان پا وجود دارد، مناسب است.

-----

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ آبان ۹۸ ، ۰۷:۱۸
ابوالقاسم خالقی زاده رستمی

توضیحات تکمیلی در مورد نامهای استپی، صحرایی و دشتی

Additional notes on terminology of Steppe

 

یکی از نکات لازم در کاربرد نامهای فارسی، این است که نامهای فارسی باید مورد تأیید متخصصین زبان فارسی نیز باشد. یکی از دغدغه های هر شخصی، حفظ هویتهای ملی اعم از سرزمین، طبیعت، فرهنگ و ادبیات آن کشور است. در مورد فرهنگ و ادبیات، حفظ زبان، رسم الخط و واژگان آن و رعایت دستور زبانی از مؤلفه های مهم آن هستند. البته در همه زبانها، نام جغرافیایی مکانها و شخصیتها عمدتاً دارای واژگان و تلفظ یکسانی هستند که با رسم الخط مختلف نوشته می شوند. طبیعتاً در زبان فارسی نیز، استفاده از این نامها با رسم الخط فارسی منعی ندارد. چنانچه برای چیزی یا مفهومی، نامی فارسی وجود داشته باشد، ما مجاز به نوشتن نام انگلیسی یا خارجی با رسم الخط فارسی نیستیم. به هر حال، گاهی به دلیل نیاز یک زبان به یک یا چند واژه خاص که قبلاً در آن زبان وجود نداشته است یا پاسخگوی نیاز فرهنگی آن جامعه نبوده است، واژگان بیگانه از زبان دیگر قرض گرفته می شود و کم کم بخشی از واژگان زبانی جامعه پذیرنده آن واژه می شود که به آن گرته برداری می گویند. در حقیقت، از نظر ادبیات فارسی، گرته برداری اسامی از زبانهای دیگر تنها در موارد خاص مجاز است (در عین حال، میزان آن باید محدود باشد).

 

از دیدگاه بیومهای کره زمین

روی کره زمین چندین بیوم متفاوت وجود دارد که از عرضهای شمالی به نام توندرا، تایگا، جنگلهای سوزنی برگ (همیشه سبز)، جنگلهای پهن برگ (خزان کننده)، استپ (علفزار و بوته زار)، بیابان و جنگلهای استوایی (بارانی) هستند. در کتابهای قدیمی جغرافیا برای منطقه استپی دنیا، از نام علفزارهای منطقه معتدله استفاده می شد که معادل مناطق استپی دنیا بود و از شرق اروپا تا شرق چین را بر می گیرد و بخش مرکزی ایالات متحده آمریکا نیز دارای چنین زیستگاهی است. در این بیوم، عمدتاً هم زمینهای صاف و هموار و دشتهای بزرگ وجود دارد و مناطق تپه ماهوری را نیز در بر می گیرد. این بیوم، از نظر پوشش گیاهی نیز ممکن است به صورت علفزار متراکم یا دارای پوشش گیاهی پراکنده و خاک نیمه لخت باشند. گاهی نیز درخت یا درختچه به صورت پراکنده وجود دارد. در متنهای علمی و تخصصی، برای بیان نوع بیوم، زیستگاه و پوشش گیاهی آن، در حال حاضر عمدتاً از همان واژه استپی استفاده می شود.

 

از دیدگاه زیستگاههای ایران و پوشش گیاهی

از نظر نقشه پوشش جنگلها و مراتع، به جز نواحی جنگلی هیرکانی، زاگرسی و جنوب کشور، بیشتر مناطق ایران از پوشش استپی است که در این نقشه های با عنوان مراتع یاد می شود. اصولاً کاربرد واژه مرتع و مراتع، توام با واژه های مرتعداری، تولید علوفه و دام است و تفکر بهره برداری از این نوع زیستگاه است که واژه مناسبی برای مناطق بکر دیدگاه محیط زیست و حفاظت حیات وحش نیست بلکه خود یکی از تعارضات مهم موجود در مورد حفاظت حیات وحش کشور است.

 

در منطقه خاورمیانه و ایران پنج منطقه رویشی وجود دارد: 1- منطقه اروپا-سیبری، منطقه مدیترانه ای، 3- منطقه ایران-تورانی، 4- منطقه صحرا-عربستان، 5- منطقه سودان-زامبزین (Zohary 1981).

به بیانی دیگر، در جنوب غرب آسیا پنج واحد جغرافیایی وجود دارد: 1- منطقه هیرکانی و قفقاز (ارسباران و جنگلهای شمال کشور)، 2- منطقه ایران-آناتولی و ایران-تورانی (بخش اعظم ایران)، 3- منطقه نوبوسندی (جنوب ایران و سیستان و بلوچستان)، منطقه صحرا-عربستان (خوزستان).

 

واحدهای گیاهی ایران را می توان به ده نوع تقسیم بندی کرد:

  1. جنگلهای انبوه (هیرکانی، مانگرو)
  2. درختزارها (سوزنی برگان همیشه سبز، درختزارهای شبه ساوان)
  3. خلنگ زارها (همیشه سبز سوزنی برگ، پهن برگ سردسیری، خشکی پسند، نیمه کویری)
  4. خلنگ زارهای پاکوتاه
  5. اجتماعات علفزار زمینی
  6. علفها و گونه های نیمه چوبی تالابها
  7. اجتماعات گیاهی یکساله
  8. رویشهای تپه ای ماسه ای
  9. کویرها
  10. توده های گیاهی منطقه آلپی (ولفگانگ فری و ویلفرید پروبست) (از کتاب پوششهای گیاهی ایران، هنریک مجنونیان، 1378).

 

از دیدگاه نوع زیستگاههای ایران، در حقیقت، به جز مناطق جنگلهای هیرکانی و زاگرسی، کوهستانهای صخره ای و همچنین اگر زیستگاههای تالابی و بیابانهای خشک را در نظر نگیریم، بقیه مناطق کشور یعنی بخش وسیعی از پوشش گیاهی ایران نیز در منطقه رویشی ایران-تورانی قرار دارد. در ارتباط با پوشش گیاهی در این منطقه، در گذشته از واژه های علفزار، خلنگ زار، بوته زار و درختزار استفاده می شد. واژه خلنگ زودتر از بقیه این کلمات مورد اشاره حذف شد. سه واژه دیگر هنوز در سطح وسیعی مورد استفاده قرار می گیرند. موضوعی که مهم است این است که بخش وسیعی از کشور که در منطقه رویشی ایران-تورانی قرار دارد، دارای هر سه نوع این پوششهای گیاهی است و به ترکیب همه این سه نوع زیستگاه، استپ گفته می شود. همان طور که در بالا دیده می شود، نوع پوشش گیاهی صحرا به نوعی پوشش گیاهی بیابانی و نیمه بیابانی در شبه جزیره عربستان و همچنین در قاره آفریقا اطلاق می شود و متفاوت از نوع پوشش گیاهی استپی است. در ایران، به دلیل اینکه بخش وسیعی از کشور استپی است و کاربرد زیاد آن در منابع علمی و تخصصی، نام و اصطلاح استپی، به تدریج در حال رواج بیشتری است.

 

از دیدگاه فرهنگی-ادبی

از دیدگاه تاریخی و فرهنگی-ادبی، چندین واژه مرتبط با معنی واژه استپ هستند که در زبان فارسی استفاده شده اند: الف- در معنی عام: صحرا، دشت، دمن؛ ب- در معنی خاص: خلنگ زار، بیشه زار، بوته زار، علفزار، مرغزار (و نیز راغ)، چمنزار و سبزه زار.

 

در فرهنگ دهخدا؛ خلنگ زار به معنی زمین پرخس و خار، خارستان آمده است و خلنگ گیاهی است به صورت درخت یا درختچه و نوعی از آن علفی است.

در فرهنگ معین؛ برای مرغزار آمده است: سبزه زار، چمنزار.

در فرهنگ معین؛ علفزار، زمینی است که بر آن علف خودرو روییده است.

در منابع مختلف؛ علفزار به معنی چمنزار، سبزه زار و چراگاه است.

همچنین برای بوته زار آمده است: بیشه زار، مرغزار، علفزار، مرتع و نیز آمده است: ناحیه ای که با بوته، خار یا زمین جنگلی پوشیده شد.

 

در فرهنگ دهخدا: صحرا به معنی دشت، دشت هموار، دشت فراخ و بی گیاه، بیابان، بر و هامون آمده است. واژه صحرا در اصل ریشه عربی دارد و با توجه به موقعیت کشورهای عربی، عمدتاً به صورت بیابانی و نیمه بیابانی هستند اما در زبان فارسی، بیابان و کویر خود واژه های جداگانه و مستقلی هستند. بنابر این صحرا در زبان فارسی دچار تغییر معنی شد و واژه صحرا به طور عام به مناطق هموار و نیز تپه ماهوری دارای پوشش گیاهی کم تا زیاد اطلاق می شود و گاهی نیز به معنای زمینهای صاف و هموار و وسیع که در مناطق خشک بدون گیاه است.

 

صحرا در اشعار شاعران ایرانی

در اینجا به چند بیت از اشعار شاعران فارسی که به صحرا در معنی مرتبط به طبیعت اشاره کرده اند، ارائه می شود.

 

رخ سبز صحرا بخندید خوش
چو بر وی سیاه ابر بگریست زار

شادی بدین بهار چو می بینی
چون بوستان خسرو صحرا را (ناصرخسرو)

 

سپاهی که صحرا و دریا و کوه
شد از نعل اسبان ایشان ستوه

بتابید صحرا و هامون و دشت
تو گفتی که آتش از او درگذشت (فردوسی)

 

صحرای سنگ روی و که سنگلاخ را
از سم آهوان و گوزنان شیار کرد (فرخی)

 

آهو همی گرازد گردن همی فرازد
گه سوی کوه تازد گه سوی راغ و صحرا (کسائی)

 

بر که و بالا چو جه همچون عقاب اندر هوا
بر تریوه راه چو جه همچو بر صحرا شمال (شهید بلخی، از لغت فرس)

 

در متنهای ادبی، اگر دریا و زیستگاههای آبی را جدا در نظر بگیریم، واژه های زیر با ترکیب واژه صحرا استفاده می شوند که گاه به صورت مقابل هم و گاه به صورت مکمل هستند.

 

کوه و دشت در مقابل هم

کوه و صحرا در مقابل هم

دشت و صحرا به صورت مکمل هم

دشت و دمن (دامنه کوه) به صورت مکمل هم

 

کاربرد واژه استپ در ابیات شاعران فارسی دیده نشده است.

 

لازم به یادآوری است که در فارسی سره، به جای صحرا، از «دشت و دمن» استفاده می شود.

 

واژه استپ در ادبیات فارسی

واژه استپ، ظاهرا واژه اسلاو است و در زبان روسی از آن زیاد استفاده می شد. به تدریج این واژه وارد زبان انگلیسی شد و رواج پیدا کرد.

در فرهنگ شش جلدی معین (1371)؛ برای معنی استپ آمده است: زمین مسطح و پهناور علفزار، جلگه بزرگ علفزار.

از طرف فرهنگستان فارسی نیز، واژه «سبزدشت» برای جایگزین فارسی استپ معرفی شده است. تاکنون استفاده از این واژه، دیده نشده است.

معنی اشاره در این دو منبع، به دلیل وجود دشتهای وسیع و پوشیده از پوششهای گیاهی متراکم و تنک، تاحدودی درست است اما آنچه که در این دو منبع دیده نمی شود، زمینهای تپه ماهوری و دامنه مناطق کوهپایه ای است. این نوع زمینها، بخشهای وسیعی از منطقه بزرگ استپی در ایران و سایر کشورها را شامل می شود.

 

کاربرد واژه های استپی، صحرایی و دشتی برای نام پرندگان و پستانداران ایران

 

برای نامگذاری پرندگان و پستانداران، تاکنون از هر سه واژه استپی، صحرایی و دشتی استفاده شده است.

برای تعیین معادل فارسی واژه steppe، ابتدا در سال 1355، در کتاب راهنمای پستانداران ایران نوشته هرینگتون و دره شوری (1355) صفحه 36، برای نام فارسی گونه Steppe Cat، از نام فارسی گربه دشتی استفاده شد. بنابر این، ابتدا از واژه دشتی برای معادل واژه انگلیسی steppe بود. این نام بر اساس نام قبلی انگلیسی این گونه به کار رفته بود، در حالی که نام انگلیسی آن بعداً به گربه پالاس تغییر یافت و به پیروی از آن، برای نام فارسی این گونه نیز از معادل نام انگلیسی آن، یعنی گربه پالاس استفاده شد.

در مورد پرندگان، نام فارسی گونه هایی که در نام انگلیسی آنها، واژه Steppe به کار رفته است، می توان به نام دو گونه از پرندگان ایران اشاره کرد.

عقاب صحرایی (استپی) (Steppe Eagle)

این گونه تا دو دهه پیش جزء گونه عقاب دشتی (خاکی) و با هم یک گونه محسوب می شدند. با تفکیک آن به عنوان Steppe Eagle، ابتدا در کتاب حیات وحش ایران (فیروز، 1379) با نام عقاب استپی آورده شد. پس از برگزاری جلسات متعدد در مورد نامگذاری پرندگان در دهه 1370 شمسی، در اوایل دهه 1380 شمسی، با توافق پرنده شناسان آن زمان نام عقاب صحرایی برای آن برگزیده شد (دانشنامه پرندگان، ادهمی 1384، Scott & Adhami 2006، منصوری 1392). پراکنش جهانی جوجه آوری این گونه از رومانی و از جنوب روسیه تا مغولستان است. پرندگان اروپا و آسیای میانه در آفریقا و پرندگان مناطق شرقی در شبه قاره هند زمستانگذرانی می کنند. با توجه به کاربرد زیاد این نام در گذشته و گستره وسیع پراکنش زیستگاه جوجه آوری و زمستانگذرانی (اعم از استپ، نیمه بیابانی و بیابانی)، پیشنهاد می شود که نام عقاب صحرایی، همچنان با عنوان نام قبلی این گونه حفظ شود و می توان از نام استپی نیز به عنوان نام جایگزین در داخل پرانتز استفاده کرد.

 

سنگ چشم خاکستری دشتی (استپی) (Steppe Grey Shrike)

این گونه تا دو دهه گذشته، جزء گونه سنگ چشم خاکستری بزرگ بود. با جداشدن آن به عنوان گونه مستقل، نام فارسی سنگ چشم خاکستری دشتی برای آن پیشنهاد شد (مشابه گربه دشتی یا پالاس) و بیش از یک دهه مورد استفاده قرار گرفت (Scott & Adhami 2006). در کتابهای حیات وحش ایران (فیروز 1379) و راهنمای پرندگان ایران (منصوری 1392)، این گونه مستقل نشده اند و نام فارسی ندارند. با توجه به زیستگاه اصلی این گونه که در دشتهای آسیای میانه است و شمال ایران و چین است، پیشنهاد می شود که همان نام قبلی دشتی، برای نام فارسی این گونه حفظ شود و می توان از نام استپی نیز به عنوان نام جایگزین در داخل پرانتز استفاده کرد.

 

نام فارسی دو زیرگونه از پرندگان ایران

در ماههای اخیر، به موضوع زیرگونه های پرندگان ایران توجه بیشتری شده است. در دو زیرگونه از پرندگان کنونی ایران که گاهی به عنوان گونه مستقل مطرح می شوند، برای نام انگلیسی آنها از واژه Steppe استفاده شده است.

  1. Steppe Buzzard Buteo buteo vulpinus

در میان زیرگونه های سارگپه معمولی، تنها این زیرگونه مهاجرت طولانی دارد. همچنین، این زیرگونه با وجود نشان دادن اختلافات مورفولوژیک و اندازه کوچکتر جثه، گاهی به عنوان گونه جداگانه مطرح می شود ولی اکنون در بیشتر چک لیستهای دنیا جزئی از گونه سارگپه معمولی است. این زیرگونه با زیرگونه دیگر یعنی Buteo buteo menetriesi یک گروه زیرگونه ای حنایی رنگ از گونه سارگپه معمولی را تشکیل می دهند. منطقه جوجه آوری این زیرگونه از شرق سوئد، فنلاند، استونی، بلاروس، اوکراین و قفقاز تا شمال قزاقستان، قیرقیزستان، روسیه و آلتای، سیبری، تیان شان (چین) و غرب مغولستان است. بخش عمده منطقه زمستانگذرانی این زیرگونه در شرق و جنوب قاره آفریقاست. البته بخش بزرگی از ایران و جنوب غرب آسیا نیز منطقه زمستانگذرانی این زیرگونه است. با توجه به شباهت این گونه به عقاب صحرایی از لحاظ زیستگاه و رفتار و همچنین عمومی تر بودن واژه صحرا در فارسی برای چندین نوع زیستگاه نسبت به زیستگاه خاص استپی، برای این زیرگونه نیز، نام «سارگپه صحرایی (استپی)» پیشنهاد می شود.

 

  1. Steppe Gull Larus fuscus barabensis

این زیرگونه یکی از زیرگونه های پشت سیاه کوچک است، بنابراین برای بیان نام گونه، می توان از نام عمومی گونه، یعنی کاکایی پشت سیاه استفاده می شود. زیستگاه اصلی جوجه آوری این زیرگونه، دریاچه های استپی از جنوب غرب سیبری و از اورال تا منطقه اومسک و همچنین شمال قزاقستان است. منطقه زمستانگذرانی این زیرگونه، هنوز به طور کامل شناخته شده نیست. در حال حاضر، مناطق زمستانگذرانی این زیرگونه، از شمال غرب هند تا خاورمیانه، در محدوده خلیج فارس است و جنوب شبه جزیره عربستان است. بنابر این، برای نام تعیین کننده زیرگونه به محدوده جغرافیایی اصلی و موقعیت محلهای جوجه آوری این زیرگونه اشاره و معادل نام انگلیسی آن، یعنی «کاکایی {پشت سیاه} استپی» پیشنهاد می شود.

 

کتابهای راهنمای صحرایی و میدانی

در گذشته، چندین کتاب با نام راهنمای صحرایی، به ویژه برای پستانداران و پرندگان چاپ شده است که به جای واژه انگلیسی field استفاده می شد. البته در سالهای اخیر، واژه صحرایی با واژه میدانی در حال جایگزین شدن است که به نظر می رسد انتخاب مناسبی است.

 

 

کوتاه سخن

کوتاه سخن اینکه، نام استپی بیشتر در منابع علمی و در مورد نوع بیوم، زیستگاه و پوشش گیاهی خاص استفاده می شود. در گذشته، از دو واژه صحرایی و دشتی برای نام فارسی گونه های پرندگان و پستانداران که دارای نام انگلیسی Steppe بودند، استفاده شده بود. به بیانی بهتر، می توان گفت که در زمان استفاده از واژه استپی، اگر منظور یکی از بیومها در محدود جغرافیایی خاص دنیا، از شرق آسیا تا شرق اروپا باشد (البته در گذشته برای آن از علفزار معتدله استفاده می شد) یا یکی از زیستگاه های خاص (با پوشش گیاهی علفی، بوته ای و درختان یا درختچه های پراکنده باشد)، می توان از واژه استپ استفاده کرد چون واژه جایگزین مناسب برای معنی ترکیبی این نوع زیستگاه در فارسی وجود ندارد. در صورتی که نوع زیستگاه مورد نظر فراتر از یک زیستگاه با پوشش گیاهی خاص باشد، در فارسی می توان از واژه صحرا و دشت استفاده کرد. با توجه به توضیحات بیان شده برای هر یک از چهار گونه و زیرگونه از پرندگان ایران که در نام انگلیسی آنها از واژه استپ استفاده شده است، نام فارسی آنها عبارتند از:

عقاب صحرایی (استپی)

سارگپه صحرایی (استپی)

سنگ چشم خاکستری دشتی (استپی)

کاکایی {پشت سیاه} استپی

-----

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ آبان ۹۸ ، ۲۳:۰۶
ابوالقاسم خالقی زاده رستمی

نام فارسی سارگپه معمولی و زیرگونه های آن در ایران

Persian name of Common Buzzard and its subspecies in Iran

 

برخی از گونه هایی که دارای چندین زیرگونه هستند، گاهی از نظر تاکسونومیک دارای دو یا چند گروه زیرگونه ای هستند. یکی از گونه های پرندگان ایران سارگپه معمولی با نام انگلیسی Common Buzzard و با نام علمی Buteo buteo است.

 

گونه سارگپه معمولی دارای یک گروه زیر گونه ای به نام Steppe Buzzard است که هر دو زیرگونه آن در ایران متعلق به این گروه زیرگونه ای هستند و از ویژگیهای بارز این گروه زیرگونه ای رنگ حنایی بدن آنها است. از لحاظ پراکنش جغرافیایی نیز در بخش شرقی پراکنش کلی گونه سارگپه معمولی قرار دارند. در مورد نام انگلیسی این دو زیرگونه نیز هنوز اتفاق نظر وجود ندارد. برخی با در نظر گرفتن گروه زیرگونه ای یکسان برای این دو زیرگونه، برای زیرگونه Buteo buteo vulpinus  از نام انگلیسی Northern Steppe Buzzard استفاده می کنند و برای زیرگونه Buteo buteo menetriesi، نام انگلیسی Southern Steppe Buzzard را به کار می برند که بر اساس منطقه جغرافیایی جوجه آوری این دو زیرگونه است. در برخی از منابع و کتابهای راهنمای شناسایی پرندگان اروپا و خاورمیانه، بدون در نظر گرفتن زیرگونه Buteo buteo menetriesi، از نام انگلیسی Steppe Buzzard برای زیرگونه فراوان Buteo buteo vulpinus  استفاده می کنند. برخی نیز با استفاده از نام Buteo vulpinus به عنوان گونه جدا از آن یاد می کنند. برخی از متخصصین نیز گروه زیرگونه ای Steppe Buzzard را گونه ای جداگانه در نظر می گیرند که هنوز در چک لیستهای جهانی مورد تایید قرار نگرفته است.

 

لازم به ذکر است که گونه سارگپه معمولی تا چند سال پیش در همه منابع پرنده شناسی ایران با همین نام استفاده می شد. متاسفانه از چند سال پیش، برخی از عزیزان و علاقه مندان به پرنده نگری، احتمالا با در نظر گرفتن تفکیک دو گونه Common Buzzard و Steppe Buzzard، نام فارسی گونه سارگپه معمولی را حذف و به جای آن از نام سارگپه استپی استفاده می نمایند. باید یادآور شد که این موضوع، دارای سه اشکال اساسی است:

  • اول اینکه، هنوز این دوزیرگونه جزئ گونه کلی سارگپه معمولی محسوب می شوند. به کاربردن نام سارگپه استپی، بیان کننده تفکیک این گروه زیرگونه ای از گونه سارگپه معمولی است که هنوز چنین چیزی به صورت عمومی اتفاق نیفتاده است.
  • دوم اینکه، بر اساس آنچه در منابع مختلف انگلیسی استفاده می شود، کاربرد خود نام انگلیسی Steppe Buzzard دارای تضاد است و مشخص نیست که آیا به گروه زیرگونه ای سارگپه های حنایی ارجاع می دهد یا منظور آنها تنها زیرگونه فراوان آن یعنی Buteo buteo vulpinus است.
  • سوم اینکه، استفاده از نام سارگپه استپی در برابر نام گونه سارگپه معمولی و گنگ بودن خود واژه استپی برای ارجاع به گونه، گروه زیرگونه ای یا زیرگونه خاص، بر سردرگمی افراد علاقه مند به پرنده نگری می افزاید.

 

 

در ایران دو زیرگونه از گونه سارگپه معمولی حضور دارند که هر دو از گروه زیرگونه ای سارگپه های حنایی (Steppe Buzzard) هستند و البته هر دو زیرگونه از گونه سارگپه معمولی هستند. بنابر این، در زمان ارجاع به نام فارسی این گونه، می توان از نام سارگپه معمولی استفاده کرد. چنانچه بخواهیم از گروه زیرگونه ای صحبت کنیم، می توان از نام سارگپه حنایی استفاده کرد. چنانچه بخواهیم به یکی از زیرگونه های این گونه، ارجاع دهیم، پیشنهادهای مناسب در زیر ارائه می شوند. در حال حاضر، نام معمولی برای تعیین گونه آورده شده است. چنانچه بخواهیم گروه زیرگونه ای را ترجیح دهیم، می توان از نام سارگپه حنایی استفاده کرد که در اینجا در داخل پرانتز آمده است. با توجه به اهمیت کسب اطلاعات در مورد پراکنش، جمعیت و وضعیت دو زیرگونه سارگپه معمولی و شناخت هر چه بیشتر در مورد آنها، در زیر نام فارسی و وضعیت دو زیرگونه از سارگپه معمولی ارائه می شوند.

 

 

[Hyrcanian] Buzzard (Southern Steppe Buzzard)

Buteo buteo menetriesi

سارگپه هیرکانی (سارگپه حنایی هیرکانی)

متاسفانه در کتاب پرندگان شکاری اروپا و پرندگان خاورمیانه، در مورد ویژگیهای این زیرگونه توضیحی داده نشده است. با توجه به اینکه پراکنش جهانی این زیرگونه، جنگل­های هیرکانی، مناطق قفقاز و شرق ترکیه است، به علت فراوانی مناسب این زیرگونه در محدوده جنگل­های هیرکانی، می توان از سارگپه هیرکانی استفاده کرد.

 

Steppe Buzzard (Northern Steppe Buzzard)

Buteo buteo vulpinus

سارگپه صحرایی (سارگپه حنایی صحرایی)

در کتاب پرندگان شکاری اروپا و پرندگان خاورمیانه، در مورد ویژگیهای این زیرگونه و با نام Steppe Buzzard توضیح داده شده است. این زیرگونه عمدتا به رنگ حنایی دیده می شود و نسبت تعداد افراد در فرم تیره آن کم است. این زیرگونه تقریبا در همه مناطق ایران دیده می شود. در حال حاضر، با توجه به نام انگلیسی و زیستگاه این زیرگونه، می توان از نام سارگپه صحرایی (مشابه با عقاب صحرایی) نیز استفاده کرد.

-----

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آبان ۹۸ ، ۱۱:۲۲
ابوالقاسم خالقی زاده رستمی

توضیحی در مورد کاربرد واژه های صحرایی، دشتی و استپی- بخش اول

 

یکی از واژه هایی که برای نام انگلیسی برخی از پرندگان ایران استفاده می شود واژه Steppe است. در نامگذاری فارسی پرندگان و حتی پستانداران، از گذشته دو واژه صحرایی و دشتی به کار رفته اند. در فارسی، دشت معادل plain انگلیسی است و به جایی گفته می شود که از لحاظ ارتفاع پست است (ولی به طور کامل متفاوت از واژه بیابان است). صحرا نیز به جایی گفته می شود که دارای پستی و بلندی کمی است و حتی ممکن است مناطق تپه ماهوری را در بر گیرد (ولی به طور کامل متفاوت از مناطق کوهستانی است). دشت و صحرا در فارسی به جایی گفته می شود که دارای پوشش علفی کم یا زیاد است و ممکن است بدون درخت یا با تعداد کمی درخت باشد.

 

در مورد پستانداران، در کتاب راهنمای پستانداران ایران نوشته هرینگتون و دره شوری (1355) صفحه 36، برای نام فارسی گونه Steppe Cat ، نام فارسی گربه دشتی آورده شده است. این نام معادل نام قبلی انگلیسی این گونه بود، در حالی که نام انگلیسی آن به به گربه پالاس تغییر یافت و به تبع آن، برای نام فارسی این گونه نیز از معادل نام انگلیسی آن یعنی گربه پالاس استفاده شد.

در مورد نام فارسی گونه هایی که در نام انگلیسی آنها، واژه Steppe  به کار رفته است که به نام دو گونه از پرندگان ایران اشاره می شود.

  1. عقاب صحرایی (Steppe Eagle)
  2. سنگ چشم خاکستری دشتی (Steppe Grey Shrike)

 

----

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ آبان ۹۸ ، ۱۷:۳۲
ابوالقاسم خالقی زاده رستمی

اطلاق نام خزری در نامگذاری فارسی پرندگان ایران

در گذشته نام "خزری" برای نامگذاری فارسی برخی از گونه های پرندگان ایران استفاده شده بود. این نام هم پرندگان دریایی و هم پرندگان جنگلی را شامل می شد. در مورد کاربرد نام خزری در مورد پرندگان دریایی و تالابی، از حدود 50 سال پیش تاکنون واژه "خزر" به عنوان نام فارسی چند گونه از پرندگان ایران استفاده می شود. برخی از دوستان پیشنهاد کردند که به دلیل اینکه قوم خزر از اقوام ترک زبان خارج از قلمرو ایران بودند (در حدود قفقاز فعلی) و گاهی با ایران در جنگ بودند، از این واژه استفاده نشود. مخالفت با نام خزر، ابتدا در سال 1382 توسط دکتر پرویز ورجاوند مطرح شد که سپس به صورت رسمی به آن پاسخ داده شد. اگرچه در مورد این دریا، حدود 40 نام وجود دارد، نام دریای شمال ایران از گذشته های دور، در متنهای اروپایی و انگلیسی با نام کاسپین، در عربی متنهای با نام قزوین و در متنهای فارسی، ترکی و برخی متنهای عربی با نام خزر خوانده می شد. نام دریای خزر در تمام عهدنامه های قدیمی (حدود 20 عهدنامه) و در تمام دوره های تاریخی سده های گذشته به کار رفته است. در عین حال، پیشنهاد شده است که از واژه کاسپین استفاده شود که منتسب به قوم کاسی یا کاسپی است و در گذشته در منطقه جنوب غرب دریای خزر زندگی می کردند. باید یادآور شد که واژه کاسپین، واژه ای انگلیسی است و در ادبیات فارسی نمی توان از آن استفاده کرد. در صورت پذیرش نامی از ریشه کاسی یا کاسپی برای دریای واقع در شمال ایران در مجامع داخلی و رسمی کشور، ابتدا باید واژه صفت ساز آن نیز مشخص شود و سپس برای نام فارسی پرندگان و جانوران ایران استفاده شود.

در هر صورت، با توجه به اینکه نام دریای خزر، هم به صورت رسمی نام پذیرفته شده برای دریای شمال کشورمان است و هم اینکه در بین عموم مردم و کارشناسان به همین نام خوانده می شود، همچنان از نام خزری برای نام فارسی پرندگان دریایی مربوط به حوزه دریای خزر استفاده می شود.

در حال حاضر، واژه خزری برای دو گونه زیر به کار می رود:

·       کاکایی خزری Larus cachinans

·       پرستودریایی خزری Hydroprogne caspia

----------

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ تیر ۹۸ ، ۱۰:۴۸
ابوالقاسم خالقی زاده رستمی

اطلاق نام هیرکانی در نامگذاری فارسی پرندگان ایران

در گذشته نام "خزری" برای نامگذاری فارسی برخی از گونه های پرندگان ایران استفاده شده بود. این نام هم پرندگان دریایی و هم پرندگان جنگلی را شامل می شد. در سالهای اخیر، متخصصین و کارشناسان به جای استفاده از جنگلهای خزری در مورد جنگلهای شمال کشور، بیشتر از "جنگلهای هیرکانی" استفاده می شود. با توجه به افزایش تدریجی و مقبولیت استفاده از این واژه، در کلیه نامهای فارسی پرندگان که در مناطق جنگلی، مرتعی و جلگه ای شمال کشور زیست می کنند، از نام هیرکانی استفاده می شود. این موضوع از ابتدای سال 1395، در نامگذاری فارسی پرندگان رعایت شد و همچنان رعایت خواهد شد.

در حال حاضر، واژه هیرکانی تنها برای یک گونه زیر به کار می رود.

·       چرخ ریسک هیرکانی Poecile hyrcanus

 

در نظر است که در آینده برای نامگذاری زیرگونه های متعددی از پرندگان ایران که در این منطقه زیست می کنند، نیز از واژه هیرکانی استفاده شود.

----------

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ تیر ۹۸ ، ۱۰:۴۸
ابوالقاسم خالقی زاده رستمی

تکمیل نام سسک چیف چاف هیمالیایی

سسک چیف چاف هیمالیایی دارای دو نام انگلیسی متفاوت یعنی Caucasian Chiffchaff و Mountain Chiffchaff است. نام فارسی این گونه نیز برگرفته از نام علمی این گونه سسک چیف چاف هیمالیایی است. به هرحال این گونه و زیرگونه تقریبا بومی آن در ایران، در شمال غرب کشور دیده می شود . پراکنش جهانی این زیرگونه، منطقه قفقاز، شمال شرق ترکیه و شمال غرب ایران است.  بنابراین، به منظور انطباق نام فارسی با محدوده پراکنش این زیرگونه، واژه قفقاز نیز به شکل زیر در داخل پرانتز اضافه شد.

سسک چیف چاف هیمالیایی (قفقازی)

---------------------

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ تیر ۹۸ ، ۱۶:۳۸
ابوالقاسم خالقی زاده رستمی

اصلاح نام دال (کرکس) هیمالیایی

کرکس هیمالیایی نام فارسی قبلی برای گونه بسیار کمیاب Himalayan Vulture است. به هر حال، چون چند گونه از لاشخورهای بزرگ جثه ایران که دارای سر و گردن با پرهای کرکی هستند، با نام عمومی دال نامیده می شوند، نام این گونه مانند بقیه دالهای ایران، به شکل زیر اصلاح شد:

دال (کرکس) هیمالیایی

---------------------

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ تیر ۹۸ ، ۱۶:۲۶
ابوالقاسم خالقی زاده رستمی

تکمیل نام فارسی سینه سرخها

 

در مورد سینه سرخ های ایران، دو گونه وجود دارد که نام قبلی فارسی آنها سینه سرخ و سینه سرخ ایرانی بود. با توجه به اینکه کاربرد نام سینه سرخ گنگ است، برای جلوگیری از خطاهای احتمالی، نام فارسی این دو گونه به شکل زیر اصلاح می شود:

سینه سرخ اروپایی  European Robin

سینه سرخ ایرانی White-throated Robin

----------


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ ارديبهشت ۹۸ ، ۱۰:۳۸
ابوالقاسم خالقی زاده رستمی

تکمیل نام فارسی چکاوکهای آسمانی

 

در مورد چکاوکهای آسمانی ایران، دو گونه وجود دارد که نام قبلی فارسی آنها چکاوک آسمانی و چکاوک آسمانی کوچک بود. با توجه به اینکه کاربرد نام چکاوک آسمانی گنگ است و در متنهای نوشتاری فارسی مشخص نیست که منظور از آن هر دو گونه چکاوک آسمانی است یا گونه معمول آن یعنی، Eurasian Skylark. بنابر این به منظور پیشگیری از خطاهای احتمالی، نام فارسی این دو گونه به شکل زیر اصلاح می شود:

چکاوک آسمانی بزرگ  Eurasian Skylark

چکاوک آسمانی کوچک  Oriental Skylark

----------


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ ارديبهشت ۹۸ ، ۱۰:۱۲
ابوالقاسم خالقی زاده رستمی

اصلاح نام فارسی سسک ملخی (راه راه)

 

همان طور که می دانید در میان سسکهای ایران، نام راه راه برای سه گونه به کار رفته بود: سسک جگن زار (راه راه)، سسک راه راه (ملخی) و سسک سینه راه راه.

 

به منظور جلوگیری از خطا در کاربرد نام فارسی گونه "سسک راه راه (ملخی)"، واژه "ملخی" بر واژه "راه راه" اولویت داده می شود تا امکان خطا کمتر شود. همچنین واژه ملخی ترجمه نام انگلیسی این گونه است که کاربرد آن نیز راحت تر خواهد بود. بنابر این نام فارسی اصلاح شده این گونه "سسک ملخی (راه راه)" است.

----------


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ ارديبهشت ۹۸ ، ۱۰:۰۳
ابوالقاسم خالقی زاده رستمی

اصلاح نام فارسی سارگپه های جنگلی و تاجدار

 

به منظور جلوگیری از اشتباه احتمالی در تعیین نام فارسی دو گونه سارگپه جنگلی در ایران، نام فارسی این دو گونه، به شکل زیر در نظر گرفته شد:

سارگپه جنگلی معمولی European Honey Buzzard

سارگپه جنگلی تاجدار Crested Honey Buzzard

----------


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مهر ۹۷ ، ۱۵:۰۷
ابوالقاسم خالقی زاده رستمی

اصلاح نام فارسی چکاوکهای پنجه کوتاه بزرگ و کوچک

 

نام فارسی دو گونه قبلی، یعنی چکاوک پنجه کوتاه و چکاوک کوچک، در انگلیسی Greater Short-toed Lark و Lesser Short-toed Lark هستند. در بررسی­های به عمل مشخص شد که بسیاری از افراد پرنده­شناس و پرنده­نگر برای استفاده از نام فارسی این دچار سردرگمی و احتمالا اشتباه می­شدند. بنابر این به منظور پیشگیری از خطاهای احتمالی، نام فارسی این گونه معادل نام انگلیسی آنها و به شکل زیر در نظر گرفته شد:

چکاوک پنجه کوتاه بزرگ  Greater Short-toed Lark

چکاوک پنجه کوتاه کوچک  Lesser Short-toed Lark

چکاوک پنجه کوتاه آسیایی  Asian Short-toed Lark

----------

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ آبان ۹۶ ، ۲۳:۲۱
ابوالقاسم خالقی زاده رستمی

اصلاح نام انگلیسی سنگ چشم تورانی

 

از چندین سال گذشته در برخی از چک لیستهای جهانی، گونه های سنگ چشم دم سرخ و تورانی از تفکیک شدند. متاسفانه نامهای فارسهای و انگلیسی این دو گونه تفکیک شده با هم متغایر هستند، برای گونه Isabelline Shrike از قدیم نام فارسی سنگ چشم دم سرخ به کار برده می­شد. چون نام فارسی گونه Red-tailed Shrike سنگ چشم تورانی است و در برخی از منابع نیز نام انگلیسی Turkestan Shrike برای این گونه استفاده می­شد، بنابر این برای کاهش خطاها در لیستها و ثبت رکوردها نام انگلیسی این گونه تفکیک در لیستهای ملی ایران به شکل زیر خواهد بود:

Turkestan (Red-tailed) Shrike

----------

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ آبان ۹۶ ، ۲۳:۲۰
ابوالقاسم خالقی زاده رستمی

تکمیل نام فارسی سنقر تالابی معمولی

 

با توجه به اینکه از چندین سال گذشته تفکیک گونه های غربی و شرقی در گونه سنقر تالابی قبلی رخ داد، برای استفاده دقیق­تر از نام فارسی برای این دو گونه، نام فارسی سنقر تالابی معمولی برای Western Marsh Harrier و نام سنقر تالابی شرقی برای Eastern Marsh Harrier به کار برده می­شود.

 

----------

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ آبان ۹۶ ، ۲۳:۲۰
ابوالقاسم خالقی زاده رستمی

اصلاح نام فارسی سسکهای گلوسفید (نقابدار)

احتراما در پی بروز برخی مشکلات در مورد استفاده از نام فارسی سسکهای گلوسفید (نقابدار)، نام فارسی آنها مورد بازنگری قرار گرفت و به شرح زیر اصلاح شد.

اکنون، نام فارسی سسکهای گلوسفید Whitethroat دچار مشکل شده است. در مورد Common Whitethroat سسک گلوسفید کاملا جا افتاده است و مشکل خاصی ندارد اما بقیه Whitethroatها که با نام فارسی مشترک سسک نقابدار معرفی شده بودند، اکنون دچار مشکل شده اند. در مورد Lesser Whitethroat برخی از افراد از سسک گلوسفید کوچک استفاده می کنند و جناب آقای دکتر منصوری حتی اخیرا از سسک گونه سیاه (به جای نقابدار که شاید واژه نقابدار را واژه ای منفی تلقی کرده باشند!) استفاده کرده اند. در مورد Desert Whitethroat نیز سسک نقابدار کوچک و در مورد Hume’s Whitethroat نیز سسک نقابدار هیوم معرفی شده بودند که هیچ یک از این دو گونه در کتاب دکتر منصوری اشاره نشده اند.

به منظور یکسان سازی نام فارسی با نام انگلیسی و جلوگیری از سردرگمی، تصمیم گیری شد که در مورد نام فارسی این گروه از پرندگان از نام انگلیسی تبعیت شود و برای همه Whitethroatها از نام مشترک گلوسفید استفاده شود (به علاوه، خصوصیت سفیدی گلو در این گونه ها ویژگی خاص در میان بقیه سسکها است).

 

در مورد Common Whitethroat از نام "سسک گلوسفید معمولی" استفاده می شود.

در مورد Lesser Whitethroat نام فارسی "سسک گلوسفید کوچک (نقابدار معمولی)" در نظر گرفته شد (بسیاری از افراد اکنون از این نام استفاده می کنند).

در مورد Hume’s Whitethroat نیز از "سسک گلوسفید (نقابدار) هیوم" استفاده می شود.

در مورد Desert Whitethroat نام فارسی "سسک گلوسفید بیابانی (نقابدار کوچک)" در نظر گرفته شد (برای متمایز نمودن آن از سسک بیابانی با سفید بودن گلوی آن).

در مورد گونه Desert Whitethroat توجه شود که ما یک گونه دیگر به نام سسک بیابانی (Asian Desert Warbler Sylvia nana) نیز داریم که با توجه به اینکه هر دو سسک هستند و نام Desert در آنها مشترک است، باز هم امکان اشتباه در استفاده از نام فارسی آنها وجود دارد.

به همین دلیل نام فارسی Asian Desert Warbler اصلاح شد و "سسک بیابانی کوچک (آسیایی)" برای آن در نظر گرفته شد (طول آن در حدود 5/11 سانتیمتر).

---------

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۹:۱۵
ابوالقاسم خالقی زاده رستمی

اصلاح نام فارسی سسکهای سبز

احتراما در پی بروز برخی مشکلات در مورد استفاده از نام فارسی سسکهای سبز، نام فارسی آنها مورد بازنگری قرار گرفت و به شرح زیر اصلاح شدند.

سسکهای سبز و بیدی سبز که در گذشته در قالب یک گونه بودند ولی اکنون دو گونه هستند:

1-    Green Warbler Phylloscopus nitidus

2-     Greenish Warbler Phylloscopus trochiloides

در چک لیست ادهمی (1384) منتشرشده در کتاب دانشنامه پرندگان، برای Greenish Warbler نام فارسی سسک بیدی سبز (شامل P. nitidus) آمده بود. در زمان تهیه چک لیست پرندگان ایران در Scott & Adhami (2006) چاپ شده در مجله PODOCES برای نامهای فارسی اساسا از همان چک لیست ادهمی (1384) استفاده شد. در این لیست نام فارسی سسک سبز برای Greenish Warbler و نام فارسی سسک بیدی سبز برای Green Warbler (احتمالا به علت وجود نام دوم Green Leaf Warbler). در هر صورت در حال حاضر این نامهای فارسی نارسا و ناهمخوان با نامهای انگلیسی هستند و در زمان استفاده، افراد را دچار مشکل می کنند. در کتاب دکتر منصوری، ویراست سوم (1392)، سعی شده است با جابجایی نام فارسی این دو گونه، مشکل برطرف شود یعنی سسک سبز برای Green Warbler و سسک بیدی سبز برای Greenish Warbler. بنابر این، برای هر یک از این گونه ها، در منابع مختلف نامهای متفاوت استفاده شده است که باعث بروز سردرگمی در استفاده از نام فارسی می شود.

با توجه به اینکه برای هر دو گونه تاکنون نام سسک سبز استفاده شده است، نام سسک سبز به عنوان نام مشترک در نظر گرفته می شود.

برای Green Warbler، نام فارسی سسک سبز بیدی (با توجه به کاربرد قبلی نام بیدی برای این گونه و وجود نام دوم قبلی Green Leaf Warbler) در نظر گرفته شد.

برای Greenish Warbler، نام فارسی سسک سبز زیتونی در نظر گرفته شد (با توجه به رنگ کلی این پرنده که به رنگ سبز زیتونی است و با توجه به اینکه رنگ بدن در این گونه تیره تر از گونه Green Warbler است).

----------

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۹:۰۰
ابوالقاسم خالقی زاده رستمی

اصلاح نام فارسی خروس کولی ابروسفید (دشتی، شکم سیاه، اجتماعی)

 

احتراما در بازنگری نامگذاریهای پرندگان در زمستان 1394، برای Sociable Lapwing، به علت وجود ابروی سفید در همه افراد بالغ و نابالغ این گونه، و به علت وجود سه نام مختلف برای این گونه و عدم غالبیت هیچکدام، نام خروس کولی ابروسفید مورد پذیرش قرار گرفته بود. به علاوه، نامهای دشتی، شکم سیاه، اجتماعی نیز برای حفظ نامهای موجود در داخل پرانتز گرفته بودند. یکی دیگر از دلایل انتخاب نام خروس کولی ابروسفید، تداخل زیاد و اشتباه فراوان در زمان استفاده از نام دو گونه خروس کولی (خروس کولی شکم سیاه برای Sociable Lapwing و خروس کولی سینه سیاه برای Spur-winged Lapwing) بود. در حال حاضر، از بین سه نام قبلی، نام خروس کولی اجتماعی که معادل نام انگلیسی آن نیز می باشد، به میزان بیشتری استفاده می شود. به منظور اصلاح نام این گونه، برای کاهش تعداد نامهای قبلی بر اساس رایج بودن و همچنین عدم تداخل با نام خروس کولی سینه سیاه، نام اصلاح شده فعلی این گونه به شکل زیر تغییر یافت:

خروس کولی ابروسفید (اجتماعی)

----------

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ فروردين ۹۶ ، ۱۵:۰۷
ابوالقاسم خالقی زاده رستمی

اصلاح نام فارسی چک اروپایی (معمولی)

 

همان طور که می دانید قبلا در ایران دو گونه چک سیبری و چک اروپایی در قالب چک معمولی تلقی می شدند. با توجه به تغییرات تاکسونومیک در سالهای گذشته، چک سیبری تبدیل به نامی جداگانه شده بود اما چک معمولی برای چک اروپایی استفاده می شد.

همچنین بر اساس قوانین نامگذاری بین المللی، اگر یک گونه قبلی به چند گونه تقسیم شود، دیگر نام قبلی برای گونه های تفکیک شده استفاده نمی شود. به علاوه، بر اساس بررسی های به عمل آمده، در ماههای گذشته در زمان استفاده از نام فارسی برای گونه European Stonechat، نام "چک اروپایی" تقریبا در همه موارد استفاده شده است. با توجه به کم بودن این گونه در ایران و با توجه به درست و رایج بودن این نام، واژه معمولی از نام فارسی این گونه حذف و نام فارسی جدید آن به صورت "چک اروپایی" مورد تایید قرار گرفت.

----------

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ فروردين ۹۶ ، ۰۹:۳۵
ابوالقاسم خالقی زاده رستمی

     با توجه به تقسیم تاکسونومیک این گونه و جدا شدن چکچک کردی، واژه چکچک ایرانی در مقابل چکچک کردی تعیین شده و تداعی کننده پراکنش این دو گونه می باشد. در مورد چکچک دم سرخ Oenanthe chrosopygia نام انگلیسی آن به صورت Red-tailed Wheatear رایج است و نام انگلیسی Persian Wheatear کمتر رایج است ولی در نامهای فنلاندی، لهستانی و سوئدی نیز چکچک ایرانی یا فارسی مورد استفاده قرار می گیرد. بنابر این توصیه می شود که برای حفظ نام ایرانی این گونه، نام فارسی آن به صورت چکچک ایرانی (چکچک دم سرخ) و همچنین نام انگلیسی آن به صورت Persian Wheatear (Red-tailed Wheatear) استفاده شود.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ اسفند ۹۴ ، ۲۰:۰۴
ابوالقاسم خالقی زاده رستمی

تکمیل نام زاغ بور

Nomenclature of Podoces pleskei

همان طور که می دانید گونه زاغ بور فقط در ایران زندگی می کند. بنابر این، این گونه بومی (اندمیک) ایران است. نام انگلیسی مورد استفاده این گونه، Pleske's Ground Jay است اما در سالهای گذشته نام انگلیسی آن Iranian Ground Jay نیز معرفی شده و در حال رواج است، به طوری که در Birdlife International و REDList IUCN نام Iranian Ground Jay مورد استفاده قرار می گیرد. چون همه چهار گونه از جنس Podoces به رنگ بور هستند و یک گزارش مشکوک از گونه Podoces panderi نیز در شمال شرق ایران وجود داشت، ما برای مشخص تر کردن گونه بومی ایران و همچنین برای تاکید بر ایرانی بودن این گونه، نام فارسی آن را نیز تکمیل کرده و آن را به صورت "زاغ بور ایرانی" استفاده می کنیم.

---------------------

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۹۴ ، ۰۷:۱۴
ابوالقاسم خالقی زاده رستمی

اصلاح نام پرستودریایی بدصدا

Persian name of Sandwich Tern

در مورد نام فارسی Sandwich Tern، نام فارسی قبلی این گونه پرستودریایی بدصدا بود که نام مناسبی نبود. بنابر این نام فارسی جدید ضروری بود. در سالهای گذشته، نام فارسی نوک منقار زرد یا تُک زرد برای این گونه معرفی شده بود که ما واژه کوتاهتر تُک زرد را برگزیدیم. در تاکسونومی جدید، نام جنس این گونه Thalasseus است و از این لحاظ هم نام با دو گونه پرستودریایی کاکلی بزرگ و کوچک است. با توجه به اینکه از لحاظ ویژگیهای ظاهری نیز این گونه بسیار شبیه پرستوهای دریایی کاکلی می باشد، نام فارسی این گونه اصلاح و کامل شده به صورت "پرستودریایی کاکلی تُک زرد (بدصدا)" معرفی می شود.

-------------------

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۹۴ ، ۰۷:۰۰
ابوالقاسم خالقی زاده رستمی

 

تا به حال چهار گونه دارای نام انگلیسی Persian بوده اند که توضیحات و پیشنهادات اصلاح نامهای انگلیسی و فارسی به شرح زیر ارائه می گردد. خواهشمند است هر گونه نظر در مورد پذیرش، رد یا اصلاح هر یک از موارد زیر دارید، برای اینجانب ایمیل بفرمایید.

 

1-   کبوتر دریایی ایرانی Persian Shearwater با نام علمی Puffinus persicus که نامهای فارسی، انگلیسی و علمی این گونه تثبیت شده هستند.

 

2-   زاغ بور Pleske's Ground Jay با نام علمی Podoces pleskei . در برخی از موارد نام انگلیسی آن Iranian Ground Jay نیز آمده است. با توجه به این که پراکنش آن محدود به ایران می باشد به نظر اینجانب بهتر است که ما با یک تصمیم جمعی نام انگلیسی Iranian Ground Jay را اولویت داده به صورت Iranian (Pleske's) Ground Jay استفاده کنیم. همچنین با توجه به اینکه هر چهار گونه از جنس Podoces به رنگ بور هستند، گونه حاضر در کشور خودمان را مطابق با نام انگلیسی ترجیح داده شده و برای افزایش عرق ملی و حفاظتی این گونه، "زاغ بور ایرانی" بنامیم.

 

3-   در مورد نام انگلیسی زنبورخوار گلوخرمایی تاکنون دو نام Blue-cheeked Bee-eater  و Persian Bee-eater  رایج بوده اند. با توجه به اینکه در نام علمی این گونه نیز persicus آمده است، به نظر این جانب بهتر است که از نام اصلاحی Persian Bee-eater (Blue-cheeked Bee-eater) استفاده کنیم و در نام فارسی نیز کلمه ایرانی در داخل پرانتز اضافه شود: زنبورخوار گلوخرمایی (ایرانی).

 

 

1-   با توجه به تقسیم تاکسونومیک این گونه و جدا شدن چکچک کردی، واژه چکچک ایرانی در مقابل چکچک کردی تعیین شده و تداعی کننده پراکنش این دو گونه می باشد. در مورد چکچک دم سرخ Oenanthe chrosopygia نام انگلیسی آن به صورت Red-tailed Wheatear رایج است و نام انگلیسی Persian Wheatear کمتر رایج است ولی در نامهای فنلاندی، لهستانی و سوئدی نیز چکچک ایرانی یا فارسی مورد استفاده قرار می گیرد. بنابر این پیشنهاد می شود که برای حفظ نام ایرانی این گونه، نام فارسی آن به صورت چکچک ایرانی (چکچک دم سرخ) و همچنین نام انگلیسی آن به صورت Persian Wheatear (Red-tailed Wheatear) استفاده شود.

 ------------------------

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ بهمن ۹۴ ، ۱۶:۲۷
ابوالقاسم خالقی زاده رستمی

نام فارسی خروس کولی دشتی یا اجتماعی یا شکم‌ سیاه

Persian name of Sociable Lapwing

تا به حال هیچ‌کدام از نامهای خروس کولی دشتی، خروس کولی اجتماعی یا خروس کولی شکم‌سیاه تبدیل به نام مناسب و رایجی نشدند. نام خروس کولی شکم‌سیاه ممکن است با نام گونه خروس کولی سینه‌سیاه دچار تداخل شود و در مورد نابالغین هم صدق نمی کند. در مورد نام اجتماعی نیز، این واژه ترجمه فارسی نام انگلیسی این گونه است و مشاهدات در ایران نشان می دهد که این گونه با تعداد زیاد در ایران دیده نشده است. در مورد واژه دشتی نیز، این واژه کمک در شناسایی این گونه نمی کند. با توجه به کمیاب بودن این گونه، و برای تشخیص سریع‌تر این گونه در شرایط صحرایی و ثبت درست اطلاعات این گونه، نام خروس کولی ابروسفید پیشنهاد می‌گردد که در تشخیص سریع این گونه کمک خواهد کرد. لازم به ذکر است که نام خروس کولی پیشانی سفید نیز قبلا در کتاب جرویس رید پیشنهاد شده بود.

------------------

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ بهمن ۹۴ ، ۱۱:۳۹
ابوالقاسم خالقی زاده رستمی

اصلاح نام چرخ ریسک هیرکانی (خزری)

Nomenclature of Poecile hyrcanus

چرخ ریسک خزری (یا چرخ ریسک ایرانی) با نام انگلیسی Caspian Tit  و نام علمی Poecile (Parus) hyrcanus می باشد. اگرچه واژه خزری نامی درست برای این گونه بود، در سالهای اخیر برخی از دوستان به تصور اندمیک بودن این گونه، نام چرخ ریسک ایرانی را بر آن افزوده یا آن را اولویت داده اند. چون این گونه در جنگلهای هیرکانی (خزری) زیست می کنند که تا کشور آذربایجان هم امتداد پیدا می کند، استفاده از نام ایرانی مناسب نمی باشد. بنابر این انتخاب واژه هیرکانی که مطابق با زیستگاه و همچنین مطابق با نام علمی این گونه نیز است، مناسبتر می باشد.

---------------------

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ بهمن ۹۴ ، ۱۱:۲۷
ابوالقاسم خالقی زاده رستمی

اصلاح نام آبچلیکهای خالدار ایران

Persian name of Spotted Redshank & Wood Sandpiper

نوشته: ابوالقاسم خالقی زاده و محمد توحیدی فر

یکی از مشکلات پرنده شناسان و پرنده نگران ایرانی در سالهای اخیر، جابجایی نامهای آبچلیک خالدار و دودی بود. بر اساس نامهای قبلی آبچلیک خالدار برای Wood Sandpiper و آبچلیک دودی برای Spotted Redshank به کار رفته بود که از نظر مورفولوژی درست بود یعنی خصوصیت ویژه Wood Sandpiper  خالدار بودن آن است که از این لحاظ نام آن کاملا درست بود. به هر حال در نامگذاریهای جدید، بر اساس نام انگلیسی این نامها جابجا شدند یعنی آبچلیک خالدار برای Spotted Redshank و آبچلیک دودی برای Wood Sandpiper به کار رفت. متاسفانه این جابجاییها منجر به بروز سردرگمی شده است. لذا برای رفع این مشکل نامهای فارسی هر دو گونه اصلاح شدند. بدین ترتیب که در نام فارسی پیشنهادی هر دو گونه آبچلیک خالدار خواهند بود چون یکی بر اساس مورفولوژی واقعا خالدار است Wood Sandpiper و دیگری بر اساس نام انگلیسی خالدار خوانده میشود Spotted Redshank. برای تفکیک این دو گونه به خصوصیت رنگ پای این دو گونه توجه شد.  در Spotted Redshank رنگ پا سرخ است که در نام انگلیسی آن نیز اشاره شده است. در Wood Sandpiper هم رنگ پا سبز رنگ است. بنابراین نام فارسی Spotted Redshank آبچلیک خالدار پاسرخ و نام فارسی Wood Sandpiper آبچلیک خالدار پاسبز تعیین گردید. با این پیشنهاد، مشکل تفکیک نامها و تشخیص گونهای نیز حل خواهد شد.

------------------------

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ بهمن ۹۴ ، ۱۱:۱۴
ابوالقاسم خالقی زاده رستمی

توضیح در مورد واژه فاخته

Persian name of FAKHTEH

نوشته: ابوالقاسم خالقی زاده

 

با توجه به اینکه برای استفاده از نام فاخته، مشکلاتی به وجود آمده بود، سعی شده است با جستجویی در منابع و اطلاعات و معنی واقعی این کلمه در فرهنگ فارسی پی برده شود تا بتوان تصمیم درستی برای به کاربردن آن برای نامگذاری پرندگان ایران گرفت. متن زیر حاصل این تلاش است.

 

در فرهنگ فارسی معین، فاخته: "کوکو، پرنده ای است خاکی رنگ شبیه کبوتر و کمی کوچک تر از آن که دور گردنش طوقی سیاه دارد". {آنچه از این توصیف بر می آید، ترکیب دو پرنده کوکو و یاکریم است.}

 

در جایی دیگر آمده است: فاخته (نام علمی : Cuculus canorus)، که کوکوی معمولی یا کوکوی اروپایی نیز نامیده می شد، پرنده ای از خانواده کوکو راسته کوکوسانان است که در اروپا، آسیا، و آفریقا زندگی و مهاجرت می کند. فاخته رنگ شبیه کبوتر و کمی کوچک تر از آن که دور گردنش طوقی سیاه دارد.http://www.aparat.com

 

همچنین به معنی دیگر فاخته توجه فرمایید:

فاخته، مرغی است خاکستری رنگ مطوق به طوق سیاه . آن را قلیل الالفت دانسته اند. بجهت آوازش آن را کوکو نیز گویند. اهل انطاکیه یمامه خوانند. (آنندراج ). قمری . کوکو. فانیز. (ناظم الاطباء). صلصل . (منتهی الارب ). هاکس گوید: از کبوتر کوچکتر و نشانها و علامتهای او با کبوتر تباین تام دارد. صدایش نرم و حزن انگیز است . چشمانش شیرین و خوش نگاه است . امانت و بیگناهی آن لایق تقدیم و هدیهٔ حضور خداوندش نموده است .

 

اما در اشعار بیشتر به بی مهری کوکو، صدای کوکو و در مواردی هم به طوق آن اشاره شده است:

با همه جلوهٔ طاوس وخرامیدن کبک    عیبت آن است که بی مهرتر از فاخته ای . (سعدی: خواتیم).

فاخته مهری نباید در تو دل بستن که تو       هر زمان جفت دگر خواهی و یار دیگری .    (لامعی)

فاخته وقت سحرگاه کند مشغله ای       گویی از یارک بدمهر است او را گله ای .

فاخته راست بکردار یکی لعبگر است      درفکنده به گلو حلقهٔ مشکین رسنا.    (منوچهری)

تافاخته مهری تو و طاوس کرشمه     عشق تو چو باز است و دل من چو کبوتر.   (امیر معزی)

آن قصر که بر چرخ همی زد پهلو     بر درگه آن شهان نهادندی رو
دیدیم که بر کُنگُره اش فاخته ای    بنشسته و می گفت که : کوکوکوکو؟   (خیام)

باز مردان چو فاخته در کوی         طوق در گردنند و کوکوگوی 
فاخته غایب است گوید: کو       تو اگر حاضری چه گویی ؟ هو!    (سنایی)

مرحبا ای فاخته بگشای لحن    تا گهر بر تو فشاند هفت صحن 
چون بود طوق وفا در گردنت    زشت باشدبیوفایی کردنت .  (عطار)

 

پس از جستجو در منابع، دریافتیم که فاخته یک واژه عام برای پرندگانی از قبیل کوکو، یاکریم، قمری و کبوتر است که گاهی اوقات توصیفهای ارائه شده برای یک گونه یا حتی گروه خاصی از پرندگان نیست بلکه ترکیبی از خصوصیات کوکو (آواز کوکو، رفتار جوجه آوری انگلی)، قمری (رنگ خاکی)، یاکریم (طوق سیاه)، رنگ خاکستری (کوکو و کبوتر) می باشد. در کتاب دکتر منصوری، برای صدای کبوتر کوهپایه و کبوتر خاوری، صدایی شبیه کو-کو آورده شده است. در یک جمع بندی خلاصه، فاخته بیشتر برای کوکو کاربرد دارد.

 

همچنین اخیرا آقای باوند سوادکوهی در مقاله با عنوان "افسانه فاخته (کوکی) در فرهنگ عامه" به مسایل ادبی در مورد پرنده فاخته (کوکو) پرداخته است. مجله فرهنگ، شماره 3: صص 93-106.

 

بنابر آنچه به دست آمده است، استفاده از نام فاخته برای کبوتر کوهپایه، کبوتر خاوری و یا کبوتر جنگلی نادرست محسوب می گردد.

-------------------

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ بهمن ۹۴ ، ۱۱:۱۰
ابوالقاسم خالقی زاده رستمی

توضیح در مورد نامهای شاهین و بحری

Persian names of Shahin & Bahri

نوشته: محمد توحیدی فر و ابوالقاسم خالقی زاده

 

شاید یکی از تناقضات در نامهای پرندگان ایران، نام در نظر گرفته شده برای شاهین و بحری است اما بایستی به هر صورت برای این ابهام نقطه پایانی در نظر گرفته شود. در زیر مختصری به اسامی این دو پرنده در منابع چاپ شده پرندگان ایران اشاره می شود. در اولین چک لیست پیشنهادی پرندگان ایران که در آن نام فارسی پرندگان نیز به کار برده شده است، هر دو گونه تحت یک گونه و با نام شاهین آمده اند اما پس از آن دو گونه Peregrine (Falco peregrinus) و Barbary (Falco pelegrinoides) از هم جدا شدند. در کتاب پرندگان ایران (اسکات و همکاران 1354) برای Peregrine نام بحری و برای Barbary نام شاهین در نظر گرفته شده است. برخی از منابع همچنان به این روش ادامه دادند مانند فیروز (1379 و 2005) اما برخی از منابع (دانشنامه پرندگان ایران 1387 و منصوری 1379، 1387) این نامها را جابجا نموده اند. در حقیقت این جابجایی از آنجا ناشی می شود که تیم بررسی نامها در بنیاد دانشنامه فارسی تصور نمودند که نامهای استفاده شده قبلی اشتباه بودند و استناد آنها به منبع بلانفورد (1876) بود اما مطالعه متن کتاب بلانفورد چنین استنباطی را برای ما ایجاد نکرد و استنباط ما این است که نامهای بحری و شاهین که در کتاب اسکات و همکاران استفاده شده بودند اشتباه نبودند. متن زیر به همین منظور تهیه شده است.

 

Peregrine Falcon (Falco peregrinus)

ریشه نام علمی و انگلیسی در این پرنده به معنای سرگردان است. این گونه بیشتر به صورت مهاجر پاییزه و زمستانه در ایران دیده می شود که عمدتا متعلق به زیرگونه calidus است اما جمعیت کوچکی از زیر گونه brookei در جنگلهای خزری در منطقه بهشهر و نیز تنگه گل در حوالی پارک ملی گلستان جوجه آوری دارند. در کتاب بلانفورد (1876- ص 101) اشاره شده که قوش بازان ایرانی برای بحری ارزش کمی قائل هستند و تعداد بسیاری از این گونه در کوه های نزدیک به ساحل صید و در بوشهر و بندر عباس به مشتریانی از کشورهای عربی فروخته می شود.

Barbary Falcon (Falco pelegrinoides)

ریشه نام علمی این پرنده به معنای "شبیه به پرگرین" است. نام انگلیسی این گونه به ناحیه بین مصر تا سواحل اقیانوس اطلس در شمال افریقا (که بعد فقط به مغرب محدود شد) اشاره دارد. همچنین احتمالا به معنای بربر (وحشی) است و  احتمالا اشاره به تندخویی این پرنده در قیاس با پرنده قبلی است. این گونه اساسا پرنده ای صخره زی و کوهستانی است و جمعیتهای این پرنده در دو منطقه البرز- شمال شرق خراسان و کوه های زاگرس مرکزی/کرمان دیده می شوند که هردو به زیرگونه babylonicus تعلق دارند. این زیرگونه بیشتر به صورت مقیم دیده می شود اگرچه زیرگونه Falco pelegrinoides pelegrinoides نیز احتمال حضور در ایران را دارد. 

بلانفورد در خصوص شاهین می نویسد: فالکونی که از کوه های کرمان (پاریز) توسط مارکوپولو توصیف شده است نمی تواند گونه ای به جز این باشد. وی همچنین می نویسد: جهانگردان قدیمی می گویند که در کوهستانهای کرمان بهترین شاهین های دنیا یافت می شوند. این شاهین ها نسبت به بحری اندازه کوچکتری دارند، ناحیه سینه، زیر گردن و بین رانهای آنها قرمز رنگ است.  البته توصیف فوق شاید چندان کمک کننده نباشد چون زیر گونه brookei از peregrine دارای ته مایه ای از رنگ سرخ در زیرتنه است و رگه های از سرخی در پس سر دارد.

تیمور میرزا در بازنامه ناصری به این پیچیدگی افزوده و می گوید: بدان که شاهین توری  [با تور گرفته می شود] و بحری یکی اند، فرقی ندارند، مگر بحری با قوت تر و درشت تر است و جرئت بحری هم زیاده از شاهین توری است چرا که اصل آن رومی است. در ادامه نیز می گوید: بعد بحری است به اعتقاد من همان شاهین رومی است چرا که معاینه[به عینه]دیده ام آن قدر فرق دارد که از آشیانه پریده است و او را با تور گرفته اند.

شاید آنچه بر پیچیدگی این مشکل افزوده است این باشد که در کتاب بلانفورد شاهین بیشتر برای زیرگونه pergrinator به کار رفته است که الان یک زیرگونه از Falco peregrinus  است. در هند و پاکستان به Falco peregrinus pergrinator نام "شاهین" داده اند و سمبل نیروی هوایی پاکستان همین پرنده است. در هر صورت حضور این زیرگونه به صورت وحشی در ایران تاکنون به ثبت نرسیده است و آنچه از توصیفات شاهین بر می آید بیشتر مربوط به Falco pelegrinoides می باشد. همچنین در کتاب بلانفورد شاهینها به سه قسم، شاهین استامبولی (تیره ترین شکل)، شاهین قره باغی (از قیرقازیا، گرجستان و ارمنستان) و شاهین فارسی (از جنوب ایران) یادشده است. همچنین برای زیرگونه babylonicus که در بخشهای وسیعی از شرق و جنوب ایران نیز زیست می کند، با نام شاهین پنجاب یادشده است.

برای کوتاه کردن قصه، بحری بیشتر در سواحل منطقه خزری دیده شده است و اصطلاح بحری و مهاجرت از دریاها بیشتر در مورد آن صادق است. وضعیت حضور و مهاجرت و مقیم بودن این دو فالکون به شرح زیر است.  Falco peregrinus مهاجر عبوری و زمستان گذر معمول و در عین حال جوجه آور کمیاب ایران است. در زمان مهاجرت این گونه به طور مشخص از دریاها عبور می کند اما Falco pelegrinoides مقیم غیر معمول کشور است و مهاجرت طولانی مسیر ندارد.

با عنایت به مطالب فوق، به نظر می رسد که اطلاق نام بحری برای Falco peregrinus مناسبتر است و نام شاهین برای Falco pelegrinoides که پرنده مقیم و ساکن دائمی بخصوص مناطق جنوبی کشور است شایسته تر می آید.

-----------------

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ بهمن ۹۴ ، ۱۴:۰۰
ابوالقاسم خالقی زاده رستمی

باقرقره یا کوکر

Persian name for Sandgrouses (Baqerqereh or Kokar)

نوشته: ابوالقاسم خالقی زاده

 

در مورد منشاء نام کوکر باید اشاره کرد که کُوکَر تنها در مناطق شمالی استان فارس استفاده می‌شود که کُو یعنی کوه و کَر هم یعنی پرنده‌ای که نمی‌شنود. در مورد نام‌های دیگر این گروه از پرندگان، لازم به یادآوری است که در مناطق جنوبی استان فارس و بسیاری از مناطق جنوب کشور از جمله سیستان و کرمان با نام چُکور معروف هستند که ظاهرا مرتبط با نام انگلیسی کبک می‌‌باشد. در سال‌های اخیر کلمه باقرقره در کتاب‌های پرندگان آورده شده است که ریشه ترکی دارد (باقری قَرَه یعنی شکم سیاه). با توجه به اینکه تنها 3 گونه از 7 گونه این خانواده دارای شکم سیاه یا تیره هستند، به کار بردن این نام نیز خالی از اشکال نیست. به هر حال نام کوکر نیز بیان درست نام این گروه از پرندگان نیست (نه این پرندگان پرندگان کوهی هستند! و نه اینکه پرندگان کری هستند!)، همچنین نام باقرقره در مناطق بیشتری از ایران و توسط تعداد بیشتری از مردم ایران استفاده می‌شود، و بالاخره این که پس از معرفی نام باقرقره، این نام توسط تعدادی زیادی از پرنده‌نگران مورد استفاده قرار می‌گیرد. نکته دیگری که به نظر می‌رسد این است که باقرقره اکنون یک کلمه نسبتا متفاوت از کلمه ترکی "باقری قَرَه" محسوب می‌شود و نباید آن را دقیقا پرنده سینه‌سیاه معنی کرد. دوستان فارسی زبان اصل را بر این گذاشتند که کلمه شکم در همه جای بخش‌های آذری زبان ایران "باقری" تلفظ می‌شود که تصور اشتباهی است (بلکه باقری بیشتر به عنوان اسم معنی به کار می‌رود که به معنی آغوش، دِل، زَهره و ... می‌باشد). در مورد واژه شکم در زبان آذری، آنچه جستجو کردیم و بیشتر از همه شنیدیم کلمه "قارین" بود. بنابر این تصور می‌شود که باقرقره، حداقل اکنون یک واژه فارسی است که به گروه خاصی از پرندگان گفته می‌شود (اگرچه ریشه در زبان ترکی هم دارد). بنابراین اگر بخواهیم یک نام فارسی مناسب (از میان زبان‌ها و لهجه‌های مختلف ایران) انتخاب کنیم، پیشنهاد می‌کنیم که با نظر گرفتن همه جوانب، بهتر است که نام باقرقره بر نام کوکر اولویت قرار گرفته و نام کُوکَر در داخل پرانتز قرار گیرد.

------------------

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ بهمن ۹۴ ، ۱۴:۰۰
ابوالقاسم خالقی زاده رستمی